انتخاب از جهت نبوّت ممتاز و علوّ درجهء رسالت و مقامات توحيدى و نظائرها بوده است .
و حضرت استاد قدّس الله سرّه ، كجا از آيه اصطفاء خواستهاند اثبات بدون پدر و مادر خلق شدن آدم را بنمايند تا شما خواسته باشيد اين اثبات را منع كنيد ؟ ! اين معناى اصطفاء ( يعنى مخلوقيّت بدون پدر و مادر ) در اينجا ساخته و پرداختهء خود شماست ! اين معنى را از نزد خود مىنمائيد ، و سپس در آن گير مىكنيد و اشكال مىنمائيد ؟ !
[ شخصى بودن آدم ، دليل متقنى است بر ردّ نظريّهء تكامل ]
ايرادى كه از همهء اين اشكالهائى كه به مؤلّف كتاب وارد است مهمتر مىباشد ، و ايشان ابدا راه گريزى از آن را نخواهند داشت اينست كه : ايشان اين مطلب را قبول دارند و در چند جاى كتاب خود تصريح دارند بر اينكه لفظ آدم علم است . يعنى اسم خاصّ كه جدّ بنى آدم است و همان أبو البشر مىباشد . و اين اصطفاء و انتخاب هم در اين آيه راجع به همان شخص معيّن و فرد واحد خارجى است . و تصريح دارند كه : اصطفاء و سائر آيات واردهء در خصوص آدم ، راجع به برگزيدگى اين فرد است از ميان جميع همنوعان ، و كسانى كه در آن زمان در عالم بودهاند ولى داراى عقل و تفكّر نبودهاند . خداوند از ميان اين حيوانات و يا انسانهاى فاقد عقل و ادراك ، يك فرد بشر يعنى كسى كه بدنش بشره دارد و مو ندارد و شاخ و دم ندارد انتخاب فرمود ، و او را آدم نام نهاد . و او را به خلعت عقل و تفكّر مخلّع فرمود ، و از مقام اصطفاء و انتخاب بهرمند ساخت . و از آن به بعد اولاد وى همه بنى آدم شدند و نام بشر بر همه اطلاق شد .
در اينجا مىگوئيم : بنابراين نظريّهء نشو و ارتقاء و انتخاب طبيعى ، ديگر آدم به عنوان اسم خاصّ و علم شخصى معنى ندارد ؛ و بطور كلّى غير معقول