دانست . » سپس به دنبال اين سخن مفصّلا در دو بند ب و ج در صدد بر آمدهاند ، اثبات افضليّت بعضى از انبياء را بر آدم ، از روى دليل عقل و از روى آيات قرآن بنمايند . « 1 » جواب ايشان به قدرى ساده و بسيط است كه شايد كودكان هم بفهمند . و آن اينست كه : اگر چيزهاى مختلفى را از ميان چيزى جدا كرديم و سوا نموديم ، لازم نيست كه آن چيزهاى مختلف همطراز و هم رتبه باشند .
اگر مدير دبستان يك روز در ميان صفّ شاگردان ، چند نفر شاگرد شايسته و ممتاز را جدا كرد ؛ لازم نيست آنها هم درجه باشند .
اگر مربّى كودكستان يك روز براى بچّهها از ميان اسبابهاى بازى ، چند چيز خاصّى را انتخاب كرد ؛ لازم نيست همهء آن اسبابهاى بازى يكسان و از نظر مرغوبيّت هم رتبه باشند .
اگر باغبانى روزى از باغ ميوه براى صاحب باغ ، گلابى و هلو و آلبالو را انتخاب كرد و در طبقى چيده به نزد ارباب خود آورد ؛ لازم نيست اين ميوههاى برگزيده هم شكل و هم خاصيّت و هم مزه و هم ارزش باشند .
اگر حاكمى روزى از ميان وزراء و مديرها و كارمندان جزء ديگر ، بعضى را اختيار و انتخاب نمود ؛ لازم نيست آن وزير و مدير و كارمند جزء منتخب هم ميزان و هم ارزش باشند .
زيرا انتخاب وزير در يك مرحله است ، و اختيار مدير در مرحله ديگر ، و اصطفاء كارمند جزء در مرحلهء ثالث ؛ هيچكدام به همديگر ربطى ندارند . با وجود آنكه جميعا مشترك در معناى اصطفاء و انتخاب مىباشند .
هامش
( 1 ) - كتاب « خلقت انسان » ص 195 و 196 ، بحث و توضيح اضافى