مفسّران جديد هم ، جز معدودى از ايشان كه به علوم جديد آشنائى داشته و داراى ذهن روشنتر براى دريافت حقايق بودهاند ، باز نتوانستهاند فارغ از تعبيرات قديم بمانند ، و آيات كتاب الهى را بىنظر و دور از خاطرات تلقينى و موروثى و با ديد وسيعتر شرح و تفسير نمايند . » « 1 »
[ در تورات تحريف واقع شده ، ولى جميع آن تحريفشده نيست ]
در آنچه را كه از ايشان اينجا نقل كرديم ، نه در هر سطر آن بلكه در هر عبارت آن خلط و اشتباه وجود دارد .
اوّلا : كتاب تورات از كتابهاى آسمانى نازلشده بر حضرت موسى على نبيّنا و آله و عليه السّلام است . و همهاش صحيح و مبارك است ، جز موارد معدود و انگشتشمارى كه دست تحريف در آن به كار رفته است .
موارد مورد تحريف ، مشخّص و معيّن است : اوّل مطالبى كه خلاف عقل مستقلّ است ؛ چون نسبت اشتباه به خدا ، و غلبهء شيطان در خلقت آدم بر خدا بواسطهء روشن كردن و فهماندن او آدم را از مطلبى كه خدا مىخواست از آدم
هامش
( 1 ) - « خلقت انسان » ص 1 و 2 مقدّمه ؛ و نيز در ص 102 از متن كتاب گويند : « اغلب نويسندگان اسلامى نيز بنا به سوابق ذهنى كه ندانسته از تلقين اسرائيليّات داشتهاند ، راجع به خلقت انسان همان اساطير قديمى را تكرار كردهاند . و حتّى مفسّران بزرگ قرآن هم كه بجاى خود از افتخارات عالم اسلاماند ، چون خود بحقايق ساختمان تشريحى موجودات زنده و اصولى كه در خلقت آنها به كار رفته است واقف نبوده و يا فرصت و امكان بررسى در اين قبيل مسائل علمى را نداشتهاند ، نوع انسان را از نسل آدم و آدم را هم مخلوقى مستقلّ و جدا از همهء ذوى الحيات دانستهاند . » و نيز در ص 189 در بحث و توضيح اضافى گويند : « معذلك ملاحظه مىشود كه : به تبعيّت از سوابق ذهنى قديمى ( سوابقى كه خالى از تأثير مجعولات و اسرائيليّات نبوده است ) خلقت آدم را بدون سابقه و مجسّمهوار از گل و خاك و سپس دميدن روح زندگى در آن دانسته و او را اوّلين بشر يا أبو البشر ميدانند . »