سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ .
« 1 » « اينها نيست مگر اسمهائى كه شما و پدرانتان بر آنها گذاردهايد ؛ و خداوند به اين نامها و اسمها قدرت و سلطهاى نداده است . » شما اسم را ، كه اشتباها و يا تغافلا نهادهايد ؛ برداريد ! در آن صورت غير از نظريّه و فرضيّه چيزى باقى نمىماند . و آنقدر از اين پندارها و نظريّهها در دنيا آمده و رفته است كه غير از خدا كسى نداند .
اشكال چهارم آنست كه شما مىگوئيد : عمدهء نظر ما در كتاب « خلقت انسان » استناد به آيات قرآن است ، و بنابراين اگر شواهد علوم زيستى هم نتواند در اثبات مسألهء تكامل و انشعاب تدريجى موجودات استوار باشد ، باز ايرادى به نوشته و بحث ما در كتاب « خلقت انسان » نخواهد بود .
[ اشتباهات كتاب « خلقت انسان » در استناد به آيات قرآن ]
پاسخ آنست كه : عمدهء اشكالها و اشتباهها در همين استدلال به آيات است ؛ نه به بخش اوّل كتاب كه شواهدى را آوردهايد . اشكال به بخش اوّل اينست كه شما آنچه شاهد آوردهايد ، همه و همه در تحوّل و تكامل نوع است ، و در تطوّر و اختلاف حالات نوع در داخل خود . و از اين تطوّر خواستهايد نتيجهگيرى تبدّل را بفرمائيد ! ما نفهميديم كه : اين بحث در تطوّر ، چگونه نتيجهء تبدّل را مىدهد ؟ ! امّا بحثتان در آيات قرآنيّه ، درهم ريخته و مشوّش و مضطرب است . و از جهت فنّ تفسيرى مستند نيست . و بر هر استدلال و هر جملهاى ، جدا جدا اشكال وارد است .
مقدارى از آن اشتباهات ، در همين بحث بيان شد ؛ و مستدلّا مواقع خلط و مواضع اشتباه روشن و مبيّن گشت .
هامش
( 1 ) - آيه 23 ، از سورهء 53 : النّجم