را بفهم و در آن تأمّل كن ! » « 1 » منظور ايشان از اين بيان آنست كه : آمدن كلمهء نسل در اينجا بطور حتم ، دلالت بر مغايرت كيفيّت خلقت بدء انسان ، با كيفيّت خلقت ذرارى و اولاد او مىكند . فلهذا نمىتوان مبدأ آفرينش انسان را از نوعى ديگر بطور زاد و ولد ، و از طريق تناسل و نطفه كه چكيده و فشرده و عصارهء از آب پست است دانست . و با اين بيان ، ردّ تفسير و تعبير كسانى را مىنمايند كه بشر را نوع متبدّل از انواع ديگر مىدانند .
و حقير گويد : و علاوه و بالاتر از اين ، اين بيان ، ردّ كسانى را مىنمايد كه آيه را به مبدأ خلقت انسان و بقيّهء موجودات از گل اوّلين كه از آن ، تكياختهها و سلّولهاى واحد پيدا شده است ، حمل نمودهاند .
و مراد از نسل آن را نطفههاى انواع حيوانات و انسانهاى پيشين قبل از تولّد آدم قرار داده ، و تسويه و آراستن آن را حمل به خلقت انسان كامل و تمام عيار همچون آدم نمودهاند كه با آن قابليّت سمع و بصر و دل را پيدا نمود ، و لائق مقام علم و معرفت و شكرگزارى پروردگار گشت .
مىگويند : اين سه آيه به ترتيب ، سه دورهء مختلف از پيدايش انسان را بيان مىكند :
دورهء اوّل وقتى بود كه انسان گل بود ، و هنوز تكياخته و سلّولها پيدا نشده بودند .
وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِينٍ .
« و خداوند ابتداى آفرينش انسان را از گل نمود . » دورهء دوّم وقتى بود كه سلّولها پيدا شده و شروع به تكثير كردند ، و انواعى پس از انواع ديگرى به جهت تكثير در نسل به وجود آمدند . ثمّ جعل
هامش
( 1 ) - « الميزان فى تفسير القرءان » ج 16 ، ص 263