و عجيبتر آنكه مؤلّف صريحا ادّعا كرده است كه : آياتى كه در قرآن راجع به خلقت از خاك و گل و أمثالهما است همگى راجع به لفظ انسان است كه اسم عامّ است . و امّا راجع به آدم كه اسم خاصّ است ، ابدا در قرآن آيهاى كه دلالت كند بر اينكه وى از خاك آفريده شده است نداريم . « 1 » من ندانستم با آنكه آيه مورد بحث ما را در دو جاى از كتاب يادآور شدهاند ، « 2 » چگونه از عبارت كمثل ءادم خلقه من تراب تغافل ورزيدهاند ؟ ! و همچنين از اين بيان دانسته مىشود كه : آنچه در كتاب « تكامل در قرآن » براى تفسير عقيدهء تكامل ، از اين آيه بحث شده است تمام نيست . در اين كتاب اينطور وارد است كه :
« آيه مورد بحث ما كه عيسى را در اين مورد به آدم تشبيه مىكند و مىگويد : همچنانكه خداوند آدم را از خاك آفريد و سپس به آدم شدنش فرمان داد ، عيسى را نيز از خاك بوجود آورد و به عيسى شدنش خواند ؛ به تنهائى در ردّ عقائد و خيالات واهى آنان كافى است . زيرا كاملا مىرساند كه اگر اين آفرينش دليل الوهيّت و خدائى كسى باشد ، نه تنها آدم بلكه هر موجود مخلوق از خاك را مىتوان خدايش دانست . » - انتهى . « 3 »
هامش
( 1 ) - كتاب « خلقت انسان » بحث و توضيح اضافى ، ص 180 ؛ در اينجا مىگويد :
« در هيچ جا از قرآن آيه و يا جملهاى وجود ندارد كه به تصريح و يا به تلويح اساسى ، دلالت بر خلقت مستقيم و پديد آمدن آدم و زوجهاش از خاك و گل . . . داشته باشد ؛ چنين تصريح اصلا راجع به آدم كه در چندين جا نامى از او برده شده وجود ندارد . مثلا هيچگاه نفرموده است : خلق ءادم من طين . » - انتهى . آيا جملهء كمثل ءادم خلقه من تراب مانند جملهء خلق ءادم من طين نمىباشد ؟ ! فافهم و تأمّل .
( 2 ) - ص 107 و ص 148
( 3 ) - كتاب « تكامل در قرآن » ص 8