تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
نسله من سللة من مّاء مهين . « سپس خداوند نسل او را از شيرهء كشيده‌شده ، و عصاره و چكيدهء از آب پست قرار داد . » كه انواع نطفه‌ها باشد كه در غير از تك‌سلّول‌ها ، همه براى تكثير نياز به نر و ماده ، و فعل و انفعال دارند . دورهء سوّم وقتى بود كه انسان كامل را بيار است ، و از ميان جميع طبقات حيوانات پيشين ، سازمان بدنى او را از جهت فيزيولوژى قابل ادراكات سمعى و بصرى و قواى تفكيريّه نمود .
ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ .
« پس از آن ، انسان را متعادل و استوار بيار است و از روح خودش در او بدميد . » « 1 » حقير گويد : در اين گونه تفسير كلمهء نسله ديگر لازم نيست . زيرا مبدأ انسان را خداوند از گل آفريد ، و سپس او را به صورت نطفه‌هاى مختلف در عصور و دهور بگردانيد تا وى را تسويه نموده و روح خود را در آن دميد . يعنى بنابراين تفسير كلمهء نسله زيادى و مزاحم است ؛ فلهذا مؤلّف كتاب ، چون متوجّه اين تزاحم شده است ، عبارت
ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ
را اين‌طور ترجمه نموده است : سپس او را از عصاره‌اى از آب ناچيز قرار داد . « 2 »

[ آيه : ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ

، دلالت بر عقيدهء تكامل ندارد ] و آنچه بيشتر ايشان و صاحب كتاب « تكامل در قرآن » را بر اين گونه تفسير تأييد كرده است ، لفظ ثمّ مىباشد كه در آيه نهم آمده است :
ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ .
زيرا ثمّ در لغت ، به معناى عقب در آمدن با تراخى و فاصله است . و اگر اين لفظ را به همين معنى واگذاريم ، لازم مىآيد كه تسويه و آراستن ، و نفخ روح در آدم بو البشر ، پس از پيدايش ذرّيّه و اولاد او به مقتضاى آيه هشتم باشد :
هامش
( 1 ) - خلاصه و محصّل مطالب وارده در كتاب « خلقت انسان » ص 118 تا ص 120 ؛ و بحث و توضيح اضافى ص 201 و 202 ( 2 ) - همان مصدر ، ص 118 ، پاورقى شمارهء 2