از شكّآورندگان مباش . » و بعد از اين آيه با آيه
فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ
ايشان را به مباهله و ملاعنه دعوت مىنمايد .
و اين آيه
إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
هنگامى مىتواند ردّ بر نصارى در اين احتجاج و استشهاد قرار گيرد كه مراد از خلقت آدم از خاك در اين وجه شبه ، عدم تولّد آدم از پدر بوده باشد و بگويد كه : عيسى گرچه خلقيّت و تكوينى اختصاصى به خود دارد كه بدون پدر پا به عرصهء بروز گذاشت ، ولى اين تكوّن اختصاصى موجب اعتلاء وى در مرتبهء الوهيّت و ربوبيّت نيست ؛ زيرا آدم هم كه همانند او خلقت و تكوّن اختصاصى داشته و بدون پدر و حتّى بدون مادر از خاك متولّد شده است ، همينطور بوده است . پس يا بايد قائل به الوهيّت آدم هم بشويد كه نمىشويد ! و يا بايد قائل به بشريّت عيسى گرديد !
[ آيات قرآن ، نظريّهء ترانسفورميستها را دربارهء آدم ردّ مىكند ]
كسانى كه قائل به تكامل انواع هستند و لهذا آدم را از پدرى و مادرى از طريق تناسل متولّد مىدانند ، در اين آيه كريمه مىگويند : مراد از خلقه من تراب خلقت اعجازى آدم از مجسّمهاى به صورت آدم از گل نيست ، بلكه مراد اينست كه : چون اصل همهء اشياء از خاك است ، و غذاها و أطعمه و گوشتها و فواكه و سبزيجات كه موجب تهيّهء نطفه مىشوند ، از خاك هستند ، فلهذا خلقت آدم هم از خاك است . و در اين آيه خداوند همينقدر مىخواهد بفرمايد كه عيسى بن مريم هم از خاك آفريده شده است ؛ به مثال آدم كه از خاك بوده است .
خلقت عيسى از جريان طبيعى بهره داشته ، و خرق عادتى هم نبوده است . زيرا از نقطهء نظر علوم زيستى ، معلوم شده است كه بعضى از زنها هم اسپرم و هم اوول ( نطفهء مرد و تخمك زن ) را خودشان توليد مىكنند .
در اينجا خداوند مىخواهد بگويد : خلقت عيسى هم از جريان طبيعت و