تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
بالا رفتند ، و حيوانات بزرگ پيدا شدند . آنها در به دو امر در همان لجن‌ها و منداب‌ها بودند ، و سپس به كنار آب آمدند ، و كم‌كم از آب خارج شده و داخل آب شدند تا رفته رفته ذو حياتين به وجود آمدند . ذو حياتين رفته رفته ديگر به آب نرفتند ، و حيوانات صحرائى و پس از آن انسان و پرندگان پديدار شدند . انسان نيز در به دو خلقتش نوعى از حيوان بود ، و در اثر تكامل موهاى بدنش ريخت و شاخها و دمش افتاد ؛ و بشر شد . خداوند به اين نوع ، عقل داد . يكى را آدم ، و ديگرى را حوّا قرار داد . و آنچه از افراد انسان غير از اينها بودند و داراى شعور و عقل نبودند ، كم‌كم نسل آنها در عالم منقرض شد . و يا آنكه آنها هم داراى عقل و ادراك بوده‌اند ، و خداوند بشر را از ميان آنها به خلعت نبوّت و علم و دانش مخلّع فرمود ، و برترى بشر از آنها به قوّهء علميّه است . اين قول را ترانسفورميسم (
TransFormism
) و قائل به آن را ترانسفورميست (
Transformist
) نامند . بارى ، در نزد قائلين به تكامل انواع يعنى ترانسفورميست‌ها ، اختلاف انسان بعينه مانند اختلاف انواع در حيوانات است . همان‌طوركه در انسان اصناف مختلفى از نژادهاى متفاوت : زرد و سياه و سفيد و قرمز وجود دارد و جميع آنها به يك اصل منتهى مىشوند و به يك انسان مىرسند ، همين‌طور جميع انواع حيوانات منتهى به يك نوع مىگردند . و عالم مانند نهرى است روان كه پيوسته انواع در آن رو به تكامل مىروند ؛ و در اثر تبدّل و تغيّر ، در انواعشان تبدّل حاصل مىشود . اصل فرضيّه ، راجع به حيوانات و نباتات هم همين‌طور است . آدم و حوّا سرسلسله و سر حلقه نيستند ، بلكه ميليونها سال گذشته است تا انواع مبدّل به