تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
تمام انواع حيوانات ، ثابت و لا يتغيّر بوده ، و همه به اصل و اصول بديعهء اعجازى و دفعى خود بازگشت مىنمايند . و إلى الأبد همين‌طور انواع نباتات بواسطهء تكثير تناسلى جلو مىروند ، و انواع حيوان و اصناف انسان به نحو ثبوت و قرار پيش مىروند ؛ و در عالم هيچ‌گونه تبديلى و تغييرى از نوعى به نوع ديگر نيست . انواع همگى ثابت و عالم چون ستارگان آسمان ثابت و لا يتغيّر ، جميع آنها صحنهء عالم طبيعت را بدين گونه پر كرده‌اند . اين قول را فيكسيسم (
Fixism
) و قائل به آن را فيكسيست (
Fixist
) نامند .

[ قول به منتهى شدن انسان و تمام انواع حيوانات به يك نوع واحد ( تكامل ، ترانسفورميسم ) ]

دوّم آنكه : تمام موجودات زنده ، اعمّ از حيوان و انسان و نبات ، بواسطهء تبدّل و تغيّر در انواع به وجود آمده‌اند . و تمام انسان‌ها منتهى مىشوند به نوعى از حيوان كه آن حيوان با سائر اقسام حيوانات ، از نوعى به وجود آمده‌اند ؛ و در اثر تكامل انواع تكثير پيدا كرده‌اند . اين كثرت مشاهد و معروف در آنها ، بواسطهء تناسل و توالد و موجوديّت تكاملى آنها بوده است ؛ و گرنه هر چه رو به اصل آنها برويم همهء انواع بسيطتر بوده‌اند ، و تعدادشان كمتر بوده است . تا مىرسيم به انواعى از حيوانات صحرائى ، و آنها مىرسند به انواعى از حيوانات ذو حياتين ( دوزيستيان ) و آنها مىرسند به انواعى از حيوانات دريائى ، و آنها اصلشان بسيار بسيط بوده است ؛ كه بالأخره منتهى مىشوند به حيوانات تك‌سلّولى كه در آبهاى راكد و لجن‌ها و مرداب‌ها و منداب‌ها بوجود مىآمده‌اند . آن حيوانات تك‌سلّولى در آب بوده‌اند ، و به نحو تصاعدى و شطرنجى رشد و نموّ كرده‌اند . يعنى در وهلهء اوّل ، آن حيوان تك‌سلّولى از وسط به دو نيمه شد ، و آن دو نيمه رشد نمودند . و پس از آن ، آن دو نيمه ، دو نيمه شدند و رشد كردند . و سپس آنها هشت عدد و به همين نهج شانزده عدد شدند ، و بنحو تضاعف و قوّه