در اين باره ، دو قول معروف است :
[ قول به منتهى شدن انسان به آدم و حوّا ، و هريك از حيوانات به اصل خود ( فيكسيسم ) ]
اوّل آنكه : پدر و مادر در اين نوع كه به نام آدم و حوّا بودهاند ، پروردگار عليم و قدير با ارادهء خود بطور دفعى و اعجازى آنها را خلق فرمود . بدينطريق كه :
خاك را جمع نموده ، گل ساخت ، و مجسّمهاى به صورت آدم درست كرد ، و سپس در آن دميد ؛ تا آدمى كه داراى عقل و هوش و ادراك بود از آن به وجود آمد .
و همچنين دربارهء اصل خلقت سائر انواع جنبندگان ، از هر كدام اصلى به صورت پدر و مادر آفريد ؛ از گاو و گوسفند و شير و پلنگ ، و از مرغان و حيوانات برّى به همين منوال ، اصلى خلق نمود ؛ و در آنها ايجاد نفس حيوانى بخصوص آنها را نمود . و آن اصول مبدأ خلقت نسلهاى عديدهء جنبندگان در روى زمين شدند . آدم أبو البشر شد . چون در ميان انواع حيوانات اوست كه بدنش مو ندارد فلهذا به انسان ، بشر گويند . چون بشر جمع بشرة است و بشره موجودى را گويند كه مو ندارد و پوست اندامش بدون مو مىباشد .
و همچنين از اصول حيوانات أبو الفرس و أبو الغنم و أبو البقر و أبو الأسد و غيرها بوجود آمدند .
و ايضا دربارهء نباتات و اشجار يك اصل از نر و ماده بوجود آورد . از درخت صنوبر و كاج و چنار و درختان ميوه و گياهان و گندم و عدس و برنج و غيرها به همين منوال آفريد . و با صنع بديع خود اصول را ايجاد كرد .
سپس با ارادهء كاملهء خود ، اين انواع بديعه را بواسطهء توالد و تناسل و تكثير در مثل ، در انسان و حيوانات و نباتات به راه انداخت . و الآن هم در هر وقت كه بخواهد نوعى بديع بوجود مىآورد ؛ و هر وقت كه اراده نمايد نوعى را منقرض نموده و نسل آن را بر مىاندازد ، و نوعى دگر را بجاى وى در مسند و كرسىّ آن مىنشاند .