[ استعمال اصطلاح « فضاى لا يتناهى » از اسلام نيست ]
استعمال عبارت « فضاى لا يتناهى » كه امروزه ديده مىشود در كتب و مجلّات و سخنرانيها تكرار مىشود ، از اسلام نيست . از غربىهاست كه جوانان بىتجربه و درايت ما كوركورانه آن را گرفته و استعمال مىكنند .
مسلمان بلكه هر شخص حكيمى كه بر اساس برهان كار مىكند و اصولى انديشه مىنمايد ، بايد بجاى اين لفظ ، كلمهء فضاى وسيع ، و جوّ گسترده و پهناور و بزرگ را استعمال نمايد ! من نمىدانم آيا اينشتين معتقد به عالم مجرّدات ، و سيطرهء قوّه بر مادّه ، و حكومت عالم انوار بر جهان حجاب مادّه بوده است يا نه ؟ ! گويند تبارش از اطريش بودهاند ، و او پيرو مذهب يهود بوده است .
آنچه از عباراتش دستگير مىشود آنست كه بسيار به عالم مادّه و روابط آن ، و احكام و قوانين جهان طبيعت گرايش داشته است . و چنان روابط مادّه را اصيل مىداند كه حتّى راضى نمىشود پس از ميليونها سال اين عالم دگرگون شود ، و بعضى از قوانين جاريهء فعليّهء در آن ، دچار خلل و اضطراب گردد .
هامش
- قدرت ، حيات ، وجود ، اراده ، سمع ، بصر ، و ادراك .
فعلى هذا اين قواى هشتگانه نظر به نسبتشان به تدبير عالم اجسام و آسمان و زمين و آنچه در آسمان و زمين است عرش اولى ؛ و نظر به نسبتشان به ذات مقدّسه و اينكه آنها صفات آن ذاتند عرش اعلى و ملائكهء كروبيّين ناميده مىشوند . بنابراين عرش اعلى و ادنى همان عالم ملكوت است . از اين گذشته بالاتر از قوّهء مدبّرهء اجسام ، عالم عقول و مجرّدات مىباشند و ملائكهء روحانيّين قرار دارند ؛ و اين عبارت است از عالم جبروت . و سپس محيط است به اين عالم ، و مدبّر است و متّصل است به آن ، عالم اسماء و صفات و اشراقات و تجلّيات ؛ و آن عبارت است از عالم لاهوت . فعلى هذا عوالم اربعه منتظم مىگردد بدين صورت : عالم لاهوت ، سپس عالم جبروت ، سپس عالم ملكوت كه عرش است ، سپس عالم ملك كه كرسى است ، يعنى عالم اجسام و جسمانيّات . »