تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
انكارشان بالأخره منتهى به دل خواستن و دل نخواستن مىگردد .

[ اعتراف اينشتين بر عدم دليل تجربى و نظرى بر غير متناهى بودن فضا ]

شيخ الرّئيس أبو على سينا و سائرين از حكماء ذوى العزّة و الاقتدار ، به دليل عقل اثبات كرده‌اند كه : فضا غير متناهى نيست . و جسم محيط به همهء جهان كه به معناى كرسى و يا عرش است وجود دارد ؛ تا براى هر جسمى مكان طبيعى بوده باشد . وجود جسم بدون مكان طبيعى محال است ، همچنان‌كه بدون زمان محال است . و خود اينشتين اقرار و اعتراف نموده است كه : ما براى رفع مشكلات بنيادى جهان مادّه كه قانون جذب عمومى آن را متناهى مىكند و رو به زوال و انهدام مىبرد ، نه دليل تجربى داريم و نه دليل نظرى . او در آخر فصل 30 از همين كتاب خود گويد : « البتّه رهائى ما از مشكلات بنيادى فوق ، به قيمت پيچيدگى و تغييرى در قانون نيوتون حاصل مىشود كه نه پايه‌اى تجربى دارد ، و نه شالوده‌اى نظرى . قوانين بيشمارى را مىتوان تصوّر كرد كه همين مقصود را بر مىآورند ، بىآنكه براى ترجيح يكى بر ديگرى بتوان دليلى آورد . زيرا هيچيك از اين قوانين ، از لحاظ اتّكا بر اصول نظرى كلّىتر ، تفاوتى با قانون نيوتون ندارد . » « 1 » در عهد ما جماعتى دانشكده رفته هستند كه سواد درست ندارند ؛ و اصولا دروسشان تحقيقى نيست . سطحى و طوطىوارى مطالب غربىها را حكايت مىكنند ؛ و هي دم از كانت و دكارت مىزنند . آنها فلسفه نمىدانند ؛ به تاريخ فلسفه و نام مشاهير و زمان تولّد و مرگشان اطّلاع دارند . هر چه طبيعىهاى اروپا بگويند ، راست پندارند و باور مىكنند . مكان طبيعى را براى اجسام قبول ندارند . فضا را غير متناهى مىگويند . عرش و كرسى را انكار دارند .

[ معناى عرش و كرسىّ ]

مراد از كرسى چنان كه در « اعتقادات صدوق » عليه الرّحمة آمده است ،
هامش
( 1 ) - همان مصدر ، ص 110