تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
رسانيدن منظور و مراد خداوند متعال در تعيين هويّت و ميزان ارزش مادّيّون . يعنى غايت و آخرين حدّ و مرز از كنكاش علمى ، و منتهاى تلاش و تحمّل رنجشان در وصول پايهء فهم و دانش و ادراكشان ، همين عالم جسمانى و مادّه است . ذهنشان به غير از جسم و طبيعت و مادّه آشنا نيست . هر لفظى را كه بشنوند ، حمل بر معناى مادّى مىكنند ؛ حتّى خدا و روح و نفس و فرشته و ملك را . مىگويند : براى ما متبادر از اين عبارات و كلمات همين معانى مادّى و طبيعى است . آرى ! اين گونه تبادر كه از ناحيهء جهل است ، براى رسانيدن معناى حقيقى حجّت نيست ؛ مثل تبادر آب شور به ذهن كسى كه آب‌شيرين نديده است .

[ اعتراض‌هاى ملحدان و منكران از آنست كه از همه چيز معناى مادّى مىفهمند ]

بيشتر اعتراض و ايراد و كفر و الحاد جاحدان و ملحدان و منكران ، از همين‌جا برخاسته است كه : از همه چيز معناى مادّى محسوس را مىفهمند ؛ و به ذهنشان ، جسم و طبيعت و مادّه متبادر مىشود . فلهذا چون مشاهده مىكنند كه گفتار انبياء مطابق حسّ نيست ، انكار مىكنند و تكذيب مىنمايند . مثلا عذاب قبر و سؤال نكير و منكر را كه مىشنوند ، ذهنشان فورا به آن مىرود كه بايد فرشتگان ديده شوند و صدايشان شنيده شود . وقتى نديدند و نشنيدند گويند : نيست ، چون منتهاى علم آنها مادّهء محسوس است . امّا انديشمندان و خردمندان ميدانند كه عالم ديگرى غير از عالم محسوس نيز هست . و گفتار انبياء عظام و رسولان الهى كه با عالم مادّه منطبق نمىشود ، حكايت از آن عالم غير محسوس مىنمايد . اينشتين دلش بر عالم مادّه مىسوزد ، و براى انهدامش نگران است . فلهذا براى فرار از تزلزل در ابديّت مادّه كه از قانون نيوتون بدست آورده است ، در تشويش است ! و با فرضيّهء نسبيّت در آنجائى كه جارى نيست ، و با تسليم امر