بى دينى خواهد گرائيد ) .
و ديگر اينكه إصلاح را در ميان بلاد تو ظاهر كنيم كه مردم در ظلّ صلاح و آرامش و سكونت زندگى كنند و با فراغ بال و خاطر ، عبادت تو را بنحو أتمّ و أكمل و با اطمينان نفس انجام دهند . و تا اينكه أفراد مظلوم از بندگان تو در أمنيّت باشند ( اينطور نباشد كه مظلومين گرفتار و مطرود و مخذول ، و منهوبٌ أموالُهم و أنفسُهم و عشيرتُهم باشند ، و ظالمين بر سر كار باشند و تمام قدرت در دست آنها باشد و دنيا را ببلعند ) .
و ديگر اينكه حدود معطّلهء تو را بر سر پاى آوريم و حدّ را جارى كنيم ، و قواعد و قوانين و حدود شرع را در ميان مردم إجرا نمائيم . »
رياست و أمارت براى اين است ؛ و اين مسألهء مهمّ و مشكلى است ؛ و حقّاً كسانى كه وارد در مسائل رياست مىشوند ، اگر بوئى از ديانت و خدا شناسى به مشام آنها رسيده باشد مىفهمند كه چقدر رياست مشكل است ؛ و هر روز مرگ خود را از خدا طلب مىكنند كه راحت شوند ! چون مصائب و مشكلات زياد است . راحتى و عيش و نوش دنيوى نيست ؛ و عيش و نوش اخروى هم توأم با صبر در اين مشكلات است . پس رياست و أمارت و حكومت ، جز مشكلات و مصائب و ناراحتىها و مسؤوليّتهاى متراكم براى آنها ثمرى ندارد . اين حقيقت أمارت آنهاست و اين مسألهء بسيار مهمّى است !
بعد مىفرمايد : اللَهُمَّ إنِّى أَوَّلُ مَنْ أَنَابَ وَ سَمِعَ وَ أَجَابَ ؛ لَمْ يَسْبِقْنِى إلَّا رَسُولُ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمَ بِالصَّلَوةِ . « خدايا تو ميدانى كه أوّلين كسى كه اين دعوت را شنيده و إجابت كرده و بازگشت به سوى تو كرده است من بودم ! ( من دعوت و أمر تو را پذيرفتم و إجابت كردم و بسوى تو آمدم ) قبل از من هيچكس جز رسول خدا بسوى تو نيامده بود ؛ و فقط او بود كه در نماز بر من سبقت گرفت . أوّل رسول خدا ، و بدنبال او من بسوى تو آمدم و انابه كردم و دعوت تو را براى تحمّل مشكلات پذيرفتم . » اين مسؤوليّتها كه عبارت است از
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 77
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٧٧