اين روايت را مرحوم مجلسى رضوان الله تعالى عليه در « مرآت العقول » نقل كرده و آن را موثّقه دانسته است . بعد ميفرمايد : جوهرى گفته است : الطّاغوتُ : الْكاهِنُ وَ الشَّيْطانُ وَ كُلُّ رَأْسٍ فى الضَّلال ؛ گاهى أوقات واحد استعمال مىشود ، كقوله تعالى :
يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ
« 1 » « اينها ميخواهند تحاكم كنند و بسوى طاغوت بروند در حالتى كه أمر شدهاند كه به طاغوت كفر ورزند . » ضمير
يَكْفُرُوا بِهِ
مفرد است و به طاغوت برميگردد ؛ پس طاغوت در اينجا مفرد آمده است ؛ يعنى يك شخص متعدّى و متجاوز كه در اين امور مورد تحاكم و رجوع مردم قرار مىگيرد .
و گاهى أوقات جمع است ، مثل قول خداوند كه ميفرمايد :
أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ
« 2 » « أولياء آنها طاغوت هستند و خارج ميكنند پيروان خود را . . . » ضمير
يُخْرِجُونَهُمْ
( واو جمع ) به طاغوت بر مىگردد ؛ پس در اينجا طاغوت جمع بوده و منظور جماعتى هستند كه خارج مىكنند پيروان خود را از نور به سوى ظلمات .
آنگاه جوهرى مىگويد : وَ طاغوتٌ إنْ جآءَ عَلَى وَزْنِ لاهوتٍ فَهُوَ مَقْلوبٌ لِانَّهُ مِنْ طَغَى ؛ وَ لاهوتٌ غَيْرُ مَقْلوبٍ لِانَّهُ مِن لَاهَ بِمَنْزِلَةِ الرَّغَبوتِ وَ الرَّهَبوتِ ( مِنَ الرَّغْبَةِ وَ الرَّهْبَةِ ) وَ الْجَمْعُ الطَّواغيتُ .
ميفرمايد : « اگر طاغوت بر وزن لاهوت باشد حتماً بايد مقلوب باشد ؛ چون طاغوت از طَغَى و لاهوت از لَاهَ است نه از لَهَى . لَهَى ، يعنى انصراف پيدا كرد ، ميل به اعوجاج پيدا كرد ؛ أمّا لَاهَ يعنى متألّه شد ، خدا شناس شد . در اين صورت اگر لَاهَ به اين صيغه در آورده شود ، مىشود لاهوت ؛ مثل رَغَبوت و رَهَبوت از رَغْبَت و رَهْبَت . أمّا طاغوت اگر بخواهد بر اين صيغه باشد بايد مقلوب شود ؛ چون طاغوت أصلش طَغَى است . پس أوّل بايد طَغَى را طاغَ
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 6 0 ، از سورهء 4 : النّسآء .
( 2 ) قسمتى از آيه 257 ، از سورهء 2 : البقرة