را بزند ؟ !
حالا شما بگوئيد حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام هم خروج كرد ؛ بَليّت به او إصابت كرد و آن حضرت را شكست داد ؛ بسيار خوب ، و ليكن تنها كه إلَّا اصْطَلَمَتْهُ الْبَلِيَّةُ نيست ، بلكه وَ كَانَ قِيَامُهُ زِيَادَةً فِى مَكْرُوهِنَا وَ شِيعَتِنَا را هم بدنبال دارد ؛ آيا مىتوان آن را بر قيام حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام تطبيق داد و گفت : قيام آن حضرت موجب زيادى ناگوارى و ناراحتى و مشكلات حضرت صادق و شيعيان شده است ؟ آيا اين سخن صحيح است ! ؟
مصبّ گفتار حضرت صادق در روايت « صحيفه » قيامى است كه در مقابل إمام باشد
بنابراين ، مصبّ گفتار حضرت صادق اينجا نيست ؛ مصبّ آنجائى است كه كسى در مقابل إمام زمان خروج كرده باشد ، يا بعداً خروج كند ، نه اينكه در راه إمام زمان قرار گيرد .
سيّد الشهّداء عليه السّلام خود إمام زمان بود ؛ و قيامش در راه مخالفت با إمام زمان نبود . اين قيام علاوه بر اينكه موجب زيادى كراهت آن حضرت و شيعيان نشد ، بلكه موجب سرافرازى و افتخار آن حضرت شد .
از اين عبارت استفاده مىكنيم كه : مراد حضرت همان قيامهائى است كه به عنوان مهدويّت و يا غير آن صورت مىگيرد ؛ و در راه ولايت و از خود گذشتگى و به كلّيّت پيوستگى و در ممشاى حضرت إمام زمان عليه السّلام نمىباشد .
براى اينكه معنى اين جمله بهتر روشن شود ، سزاوار است مقدّمهء اين روايت را كه در مقدّمهء « صحيفة كاملة سجّاديّه » آمده است نقل كنيم .
عُمَير بن متوكّل بن هرون ثَقَفىّ از پدرش متوكّل بن هرون نقل مىكند كه متوكّل مىگويد : من يحيى بن زيد بن علىّ عليه السّلام را در وقتى كه مىخواست بسوى خراسان برود - بعد از قتل پدرش زيد بن علىّ - ملاقات كردم و به او سلام كردم ؛ يحيى به من گفت : از كجا آمدى ؟ ! گفتم : از حجّ ! سپس از أهل بيت و بنى أعمامش كه در مدينه بودند و از جعفر بن محمّد سؤال نمود ؛ او