و به ذمّهء من هستند محافظت نموده و از آنها پاسدارى مىكنم ؛ عقيدهء آنها هر چه مىخواهد باشد .
لَا إِكْرَاهَ فِى الدِّينِ راجع به عقيده است ، نه پذيرش إسلام در ظاهر أمر
و اين معنى
لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ
« 1 » است . دين مجموع دستورات و فرامينى است كه از عقيده سرچشمه مىگيرد ؛ و در عقيدهء إنسان إكراهى نيست . أصلًا دين قابل إكراه نيست . عقيدهء قلبى قابل إكراه نيست .
لا إِكْراهَ
، يا جملهء إخباريّه است يا إنشاء است . يعنى نبايد إكراهى در عقيده باشد . بايد مقدّماتى فراهم كرد تا اينكه عقيده إصلاح گردد ؛ ولى خود عقيده بنا به إكراه پيدا نمىشود ، و نبايد پيدا شود .
سپس مىفرمايد :
قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ
. يعنى با وجود و ظهور إسلام و قوانين و أحكام آن ، رشد از غىّ جدا شد و در دو صفّ متمايز قرار گرفت . هدايت از ضلالت متمايز گشت و در صفّ مقابل قرار گرفت .
كسانى كه مىگويند از
لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ
استفاده مىشود كه منظور إسلام اينست كه : در دين هيچ إكراهى نيست ؛ يعنى مردم هر فكر و هر دينى كه مىخواهند براى خود بپسندند ، بپسندند ؛ يهودىّ باشند ، نصرانىّ باشند ، هر مرامى مىخواهند داشته باشند داشته باشند ، حرف آنها غلط است .
إسلام مىگويد : إنسان فقط بايد إسلام داشته باشد .
وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ
« 2 »
إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ
. « 3 »
إسلام براى تربيت مردم است ؛ براى دعوت به حقّ و توحيد است . و أفرادى كه مسلمان نيستند أصلًا براى آنها ارزش قائل نيست . تمام جهادها براى دعوت آنها به فطرت توحيد است ؛ و لذا با يهود و نصارى كه داراى توحيد
هامش
( 1 ) صدر آيه 256 ، از سورهء 2 : البقرة
( 2 ) آيه 85 ، از سورهء 3 : ءَال عمران
( 3 ) صدر آيه 19 ، از سورهء 3 : ءَال عمران