تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
جنگ نمودند ؛ همه كشته شدند غير از 9 نفر كه فرار كردند . « 1 » شاهد ما در اين است كه حضرت مىفرمايد : شما خلافت را قبول نداريد ؟ إشكال ندارد ؛ برويد دنبال كارتان ! آزاديد ! و تا وقتى كه عليه حكومت إسلام و مسلمين قيام و شورش نكنيد ، هرج و مرج نكنيد ، ميتينگهاى مخالف براى جمع آورى أفراد باطل به دور خود و أمثال اينها كه منجرّ به خون ريزى و قطع طريق و كج دستى و تجاوز به أموال و نواميس و أعراض مسلمين باشد بر پا نكنيد ، به شما كارى ندارم . و حضرت هم به همين نهج عمل كردند ؛ و اين نهايت درجهء آزادى در عقيده را مىرساند . ببينيد ! إسلامى كه اينقدر بر أحكام و قوانين خود از نقطهء نظر باطن و ميل قلبى پافشارى دارد ، تا چه اندازه مراعات نموده است ، تا كه أفرادى كه إسلام را مىپسندند ، جان و دل و عقيدهء آنها داراى إسلام ظاهرى و باطنى باشد ! أمّا اگر كسى در عقيدهء خود إسلام را قبول ندارد ، در ميان قلب خود خدا را قبول ندارد ، حكومت إسلام او را تعقيب نمىكند كه عقيده‌ات چرا چنين و چنان است ؟ ! تفتيش در عقيده نمىكند . تو كه إسلام را به ظاهر قبول نمودى و عليه حكومت إسلام قيام نكردى ، من چكار به عقيدهء باطنى تو دارم ؟ !

أهل ذمّه ، يهود و نصارى و مجوس در پناه إسلام ، در عقيده و مذهب آزادند

من يهود و نصارى و أهل ذمّه را هم در حكومت خود كه به پناهندگى من
هامش
( 1 ) در كتاب « النّصّ و الاجتهاد » طبع دوّم ، ص 352 گويد : ابن عبد البرّ در ترجمهء علىّ ابن أبى طالب عليه السّلام در « استيعاب » بدين عبارت آورده است . وَ رُوِى مِنْ حَديثِ عَلىٍّ ، وَ مَنْ حَديثِ ابْنِ مَسْعودٍ ، وَ مِنْ حَديثِ أبى أيّوبِ الانْصارىِّ ، ، أنَّهُ - يَعْنى عَليًّا - أمَرَ بِقِتالِ النّاكِثينَ - يَوْمَ الْجَمَلِ - وَ الْقاسِطينَ - يَوْمَ صِفّينَ - وَ الْمارِقينَ - يَوْمَ النَّهْرَوانِ - . قَالَ ابْنُ عَبْدِ الْبُرِّ : وَ رُوىَ عَنْهُ أَنَّهُ عَلَيْهِ السَّلام : مَا وَجَدْتُ إلَّا ، الْقِتَالَ أَوِ الْكُفْرَ بِمَا أَنْزَلَ اللَهُ تَعَالَى ؛ اه . و أيضاً اين روايت را در كتاب « الفصول المهمّة » طبع پنجم ، ص 126 ، در تعليقه از همين مصدر روايت نموده است