تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
آن إسلامى كه قرآن مىگويد و رسول خدا مىفرمايد و مكتب أمير المؤمنين مىگويد ، و آن إسلامى كه آحاد فرقه‌هاى إسلامى ، أعمّ از خاصّه و عامّه در آن إجماع دارند غير از اين است . كلام در همان إسلامى است كه خدا ميگويد . در آن إسلامى كه رسول خدا ميفرمايد ، به مجرّد اتّهام كسى را نمىتوان شكنجه داد . هر راهى را كه ميخواهيد برويد ، و ليكن اين راه بسته است . بايد در قضيّه تحقيق نمود و كمال دقّت را مرعى داشت و صبر نمود تا أفراد مجرم از غير مجرم شناخته شوند . مجرم بايد طبق قانون محاكمه و مجازات شود و أفرادى كه مجرم نيستند تبرئه و آزاد شوند . إسلام دين مصلحت انديشى پندارى و توهّمات فكرى نيست ؛ بر أساس حقّ است . تمام مجاهدات أمير المؤمنين عليه السّلام بر أساس حقّ است . أمير المؤمنين عليه السّلام مىتوانست به عنوان مصلحت انديشى پندارى ، چند روزى موقّت واليان خليفهء پيشين را بر سر كار خود بگمارد و استمرار بدهد ، و بعد يكى يكى آنها را از سر كار بردارد . و مىتوانست به يك وعدهء خلاف بعضى از متمرّدين را آرام كند و بعد بر آنها حمله نمايد ؛ كما اينكه اين طريق و رويّه در بين سياسيّون عالم متداول است .

حكومت أمير المؤمنين عليه السّلام نمىتواند روى پايه مصالح سياسى بدون حقّ قرار گيرد

أمّا أمير المؤمنين عليه السّلام اين كار را نمىكند . يك كلام دروغ ، يا يك كلام توريه نمىگويد . علناً مىگويد : در حكومت من دست متعدّى و آن أفرادى كه مورد إمضاى من نيستند كوتاه است و يكساعت هم نمىتوانند حكومت كنند . و تمام آن واليان را جز أفراد معدودى عزل فرمود . أمير المؤمنين عليه السّلام عهده دار بقاء شريعت و متكفّل حفظ آن به هر كيفيّتى ، أعمّ از صدق و كذب و راستى و مكر و حيله نيست ؛ او بنده ايست از بندگان خدا و حامل تكليف خدا . به او تكليف شده است بر أساس صدق و عدالت و حقّ بايد مردم را حركت بدهد . خلاف حقّ نبايد باشد . حال بواسطهء إجراى حقّ ، مردم شورش مىكنند ، قيام مىكنند يا نمىكنند ، جنگ جمل و
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 226 | السيد محمد حسين الطهراني