فقط آنچه كه به إنسان ارزش و قيمت ميدهد إسلام است كه او را ذى شرف مىكند ؛ و تمام أفراد مسلمان ، أعمّ از عالم و جاهل ، بزرگ و كوچك ، سپيد و سياه ، حتّى طفل شيرخوار يا پيرمرد از نقطهء نظر خون يك قيمت دارند . اگر پيرمردى عالماً طفل شيرخوارى را كه تازه متولّد شده است كشت ، أولياء دم مىتوانند آن پيرمرد را بكشند ، گرچه داراى أموال فراوان و علمى وافر و اعتبار و جاهى عظيم باشد . خون همهء أفراد داراى يك قيمت است . كسى كه إسلام آورد ، شرف إسلام به او قيمت مىدهد .
پيغمبر صلّى الله عليه و آله مىفرمايد : همهء أفراد از آدمند و مانند طَفُّ الصّاع مىباشند ؛ وقتى پيمانه را پر مىكنند ، اين پيمانه ديگر جا و قابليّت ندارد . أفراد هم از جهت انتساب به آدم و حوّاء يكسان بوده ، و در نزد خداوند طفّ الصّاع مىباشند . آنچه به آنها مزيّت مىدهد و بعضى را بر ديگرى فضيلت مىبخشد ، إسلام و إيمان و تقواست ؛ و همين است كه كفّار و مشركين را كه ايمان به مبدأ ندارند از قيمت مىاندازد .
آقا ، خادم و كلفت از جهت قيمت و ارزش خون يك اندازه هستند ؛ همانطور كه مال آنها از جهت قيمت يك اندازه است . اگر آقائى بخواهد با نوكرش معاملهاى كند نمىتواند مقدار كمترى بدهد و دو برابر بگيرد ، و لو اينكه معامله با نوكر خودش است ؛ زيرا ربا در مَكيل و موزون حرام است و بايد رعايت كيل و وزن شود و به كيل و وزن مساوى ردّ و بدل گردد . همانطور خونشان هم مساوى است و اگر خانمى كلفتش را كشت ، أولياء دم مىتوانند خود خانم را قصاص كنند ، و او را در إزاء كشتن كلفت بكشند . اين حكم كلّى است كه بر عهدهء ولىّ فقيه و دولت إسلام است كه از همهء أفراد مسلمان به همين نهجى كه ذكر شد نگهدارى و پاسدارى كند .
و ليكن پيغمبر أكرم در سه مورد حرمت خون مسلمان را استثناء نموده است كه در آن موارد إنسان مىتواند مسلمان را بكشد . أوّل : ارتداد است ؛ دوّم :
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 212
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢١٢