تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
بين رفتن نواميس مردم بود . بر عهدهء حاكم مسلمان است كه اين مجامع را ببندد و تغيير بدهد . و علاوه بر آن ، إجراى حدود براى شخصى كه تعدّى و زنا كرده است ، از زدن شلّاق ( جلد ) و يا كشتن ( رجم ) موجب حفظ ناموس است . اگر حاكم بر شخص متعدّى حدّ جارى كند ، سائر أفراد متنبّه شده اين كارها را انجام نخواهند داد . يكى از موارد قتل در باب زنا ، زناى إكراهى است . اگر مردى به خانه‌اى رفت و زنى را إكراه بر زنا كرد ، آن زن چون مُكرَه واقع شده است كشته نخواهد شد ، اگرچه محصنه باشد ؛ بلكه اگر إكراه در نزد حاكم ثابت شود جلد هم ندارد ، ولى آن زناكار را بايد كشت . در چند مورد حكم زنا رجم است : يكى زناى محصنه ؛ ديگر زناى با محارم ( دختر ، خواهر ، مادر ) ؛ ديگر زناى مرد ذمّى با زن مسلمان ، كه ذمّى بايد كشته شود ؛ و يكى هم همين مورد إكراه است كه بايد سنگسار شود . حاكم شرع كه پاسدار و حافظ ناموس مسلمان است بايد حدّ جارى كند ، و بواسطهء حدّ جارى كردن تمام نواميس مردم محفوظ بماند . بنابراين حفظ ناموس مردم دائرهء گسترده‌اى دارد : از تصحيح و بهبود فرهنگ إسلام در مدارس و مناظر ، و تبليغات عمومى كه سطح عفّت را ترقّى دهد و سطح فحشاء را پائين بياورد ، و مردها و زنان در يك مصونيّت و عفّت باطنى واقع شوند ، و پاسدارى خارجى توسّط عسس و شرطه ، يعنى أفراد شهربانى و كلانترىها بايد خوب باشد ، و همچنين إجراى أحكام سياسى و جنايى بايد به قوّت تمام انجام پذيرد تا ناموس مردم حفظ شود ، و إلّا نخواهد شد . أمّا حفظ أعراض نيز بر عهدهء حاكم است . أعراض جمع عِرض است ؛ عِرض يعنى آبرو . حاكم نبايد بگذارد آبروى شخص مسلمان ريخته شود ؛ و اين بسيار