فُضِّلَ عَرَبِىٌّ عَلَى عَجَمِىٍّ وَ لَا عَجَمِىٌّ عَلَى عَرَبِىٍّ إلَّا بِتَقْوَى اللَهِ ! أَلَا هَلْ بَلَّغْتُ ! ؟ قَالُوا : نَعَمْ ! قَالَ : اللَهُمَّ اشْهَد !
« سپس فرمود : مردم در إسلام از هر جهت مساوى هستند ، چون مسلمانند . تمام أفراد همچون پيمانهء پُر - بدون تفاوت - از آدم و حوّاء مىباشند . هيچيك از مردان عرب بر عجم فضيلتى ندارد ؛ و هيچيك از مردان عجم بر عرب فضيلتى ندارد مگر به پرهيزگارى و تقواى خداوند .
آيا من إبلاغ كردم ؟ گفتند : آرى ! فرمود : خدايا شاهد باش » !
هدر دادن خونهاى جاهلى و رباهاى مأخوذه در زمان جاهليّت
ثُمَّ قَالَ : كُلُّ دَمٍ كَانَ فِى الْجَاهِلِيَّةِ ، مَوْضُوعٌ تَحْتَ قَدَمِى . وَ أَوَّلُ دَمٍ أَضَعُهُ ، دَمُ ءَادَمَ بْنِ رَبِيعَةَ بْنِ الْحَارِثِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ ؛ وَ كَانَ ءَادَمُ بْنُ رَبِيعَةَ مُسْتَرْضِعًا فِى هُذَيْلٍ ، فَقَتَلَهُ بَنُو سَعْدِ بْنِ بَكْرٍ ؛ وَ قِيلَ : فِى بَنِى لَيْثٍ فَقَتَلَهُ هُذَيْلٌ . أَلَا هَلْ بَلَّغْتُ ؟ ! قَالُوا : نَعَمْ ! قَالَ : اللَهُمَّ اشْهَدْ !
« سپس فرمود : تمام خونهايى را كه در جاهليّت ريخته شده است در زير قدم خود گذاشتم ؛ هيچيك از آن خونها قصاص ندارد ! و أوّلين خونى را كه از اعتبار و ارزش ساقط كردم ، خون آدم بن ربيعه ، پسر حارث بن عبد المطلّب است ، كه نوهء عموى خود من است . آدم بن ربيعه از طائفهء هذيل يك زن مُرضِعه ( شيرده ) ميخواست ، طائفهء سعد بن بكر او را كشتند . و بعضى گفتهاند : از بنى لَيْث زن شيرده مىخواست ، هذيل او را كشتند .
آيا من إبلاغ كردم ؟ گفتند : بلى ! فرمود : خدايا شاهد باش ! »
على كُلّ تقدير ، چون اين نوهء عموى من وقتى كشته شده است كه مشرك بوده و هنوز خونخواهى از او نشده است ، از اين پس أولياء او كه صاحب خون هستند حقّ قصاص از آن أفرادى كه او را كشتند و اكنون إسلام آوردهاند را ندارند ؛ خون او در شرك ريخته شده است ، و اكنون قاتلين او مسلمانند . شخصى كه مشرك باشد خونش هدر است ، و نمىتوان از مسلمان در برابر خون مشرك ديه گرفت ؛ و ديه ساقط است