تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
داريد و آنها شما را دوست دارند ، شما بر آنها رحمت مىفرستيد و آنها بر شما رحمت مىفرستند ؛ و بدترين حاكمان و إمامان شما آن كسانى هستند كه : شما آنها را مبغوض داريد و آنها هم شما را مبغوض دارند ، شما به آنها لعنت مىفرستيد و آنها به شما لعنت مىفرستند . »

روايات « الغدير » درباره وجوب تسليم در برابر واليان ظالم به عقيده عامّه

قالَ : قُلْنا : يا رَسولَ اللَهِ ! أفَلا نُنابِذُهُمْ عِنْدَ ذَلِكَ ؟ قالَ : لا ! ما أقَامُوا فيكُمُ الصَّلَوةَ . ألا وَ مَنْ وَلِىَ عَلَيْهِ والٍ فَرَءَاهُ يَأْتى شَيْئًا مِنْ مَعصيَةِ اللَهِ فَلْيَكْرَهْ ما يَأْتى مِنْ مَعْصيَةِ اللَهِ وَ لا تَنْزِعَنَّ يَدًا مِنْ طاعَةٍ . « 1 » « مى گويد : عرض كرديم : اى پيغمبر خدا ! آيا در اين صورت كه چنين فاصلهء عجيب و غريبى بين ما و واليان پيدا مىشود كه ما آنها را لعن مىكنيم و آنها هم ما را لعن مىكنند ، آيا ما عليه آنها إقدامى نكنيم ، و با كلام تند آنها را نَبذ نكنيم ، يعنى از خود نرانيم ؟ ! فرمود : خير ! مادامى كه آنها در ميان شما إقامهء نماز مىكنند ، حقّ نداريد اين كار را بكنيد . آگاه باشيد ، كسى كه يك نفر والى بر او ولايت كند ، و اين شخص ببيند كه والى معصيتى از معاصى خدا را انجام مىدهد ، بايد در قلبش آن معصيت را مكروه بشمارد ، ولى حقّ ندارد كه از بيعت با او دست بردارد و از تحت إطاعت او خارج شود . » روايت سوّم : سَلِمة بن يزيد جُعفى از پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم سؤال كرد : اى رسول خدا ! إنْ قامَتْ عَلَيْنا امَرآءُ يَسْأَلونَنا حَقَّهُمْ وَ يَمْنَعونَنا حَقَّنا فَما تَأْمُرُنا ؟ ! قالَ فَأَعْرَضَ عَنْهُ رَسولُ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ ( وَ ءَالِهِ ) وَ سَلَّمَ ؛ ثُمَّ سَأَلَهُ ، فَقالَ : اسْمَعوا وَ أطيعوا ! فَإنَّما عَلَيْهِمْ ما حُمِّلوا وَ عَلَيْكُمْ ما حُمِّلْتُمْ . « 2 »
هامش
( 1 ) « الغدير » ج 7 ، ص 138 ؛ از « صحيح مسلم » ج 2 ، ص 122 ، و « سنن بيهقى » ج 8 ، ص 159 ( 2 ) « الغدير » ج 7 ، ص 138 ؛ از « صحيح مسلم » ج 2 ، ص 119 ، و « سنن بيهقى » ج 8 ، ص 158 . اين حديث را سيّد عبد الحسين شرف الدّين در رسالهء « فلسفة الميثاق و الولاية » طبع مكتبهء نينوى ، ص 27 آورده است .