تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
الْحَقِّ إذَا عَرَفَهُ . « براى قضاوت در ميان مردم ، آن فردى را اختيار كن كه از تمام رعيّت تو أفضل باشد . . . از آن أفرادى كه در لغزش خود استقرار و دوام نداشته باشند ، و هرگاه فهميدند خطائى را مرتكب شده‌اند فوراً برگردند . » چون ممكن است إنسان زَلّت داشته باشد ( زَلَّتْ با « زاء » به معنى لغزش است ) تمادى بر زلّت صحيح نيست . پس اگر قاضى فهميد زلّتى پيدا كرده است بايد كه‌لا يَتَمادَى فيها ، وَ لا بُدَّ وَ أنْ يَرْجِعَ . وَ لَا يَحْصَرُ مِنَ الْفَىْء إلَى الْحَقِّ إذَا عَرَفَهُ . حَصْر بمعنى ضيق صدر و تنگى است . قاضى بايد از رجوع به حقّ ، از برگشتن به حقّ زمانى كه عَرَفَهُ ( آن را فهميد ) سينه‌اش تنگ نشود ؛ خُلقش تنگ نشود . نگويد : من حكم كردم و ديگر از حكم خود بر نمىگردم ! اينطور نبايد باشد . قاضى وقتى فهميد زلّتى براى او پيدا شده است ، بايد فَىء به سوى حقّ كند ؛ يعنى زود مراجعه بسوى حقّ كند . و زمانى كه بر خلاف حكم أوّل إشاره‌اى و دليلى يافت ، و يا مَنْ عَلَيْهِ الْحَقّ بنفع خود شواهد زنده‌اى إثبات كرد ، او بايستى از حكم قبلى برگردد . و اين ، همان محكمهء استيناف است كه امروز بر أساس فرمايش حضرت تشكيل شده است . سپس حضرت إدامه مىدهد تا مىرسد به اينجا كه مىفرمايد : ثُمَّ أَكْثِرْ تَعَاهُدَ قَضَآئِهِ . « از اينها گذشته در رسيدگى و جستجو و تفحّص از حكم و قضاء قاضيان خود زياد كوشش كن ؛ و از قضاوت و حكم آنان تفحّص نما و ببين قضاء آنها چگونه بوده است ؟ ! آيا درست بوده است يا غلط ؟ » ما مىدانيم : مسلّماً صرف تعاهد قضاء و سركشى و تفحّص موضوعيّت ندارد ، بلكه براى اين است كه اگر در قضاوت قضات اشتباهى رخ داده باشد ، تو برو آن اشتباه را بر طرف كن ! ببين خداى نكرده قاضى رشوه‌اى نگرفته باشد ؛ يا اينكه در هنگام قضاوت عصبانى نبوده است و حالش معتدل بوده ، و قضاوت در حال اعتدال صورت پذيرفته است ؛ و اگر اينطور نبود و اشتباهى رخ داده