بود ، او را ردّ كن ؛ أَكْثِرْ تَعَاهُدَ قَضَآئِهِ ، براى اين است كه اگر اشتباهى براى قضات اتّفاق افتاده است و قابل برگشت است ، در محكمهء عالىتر و فوق آنها در ولايت أمر و حكومت تو إصلاح گردد ؛ و آن قضاتى كه از طرف تو در اين محكمهء تمييز منصوبند ( كه مقامشان فوق بقيّهء قضات است ، و قضات ديگر در دست آنها هستند ) بر قضاوت آن قضات رسيدگى كنند ، و اگر اشتباهى بود برگردانند .
بنابراين ، از مطالبى كه بدست آمد ، استفاده مىشود كه : حكم قاضى قابل برگشت است ، زيرا كه طريق است و طريق گاهى اشتباه و گاهى إصابه مىكند ، و تمادى بر اشتباه غلط است . و هر جائى كه خود قاضى يا محكمهء ما فوق بر اشتباه خود اطّلاع پيدا كرد ، بايد برگردد .
اين مطلب كه بيان كرديم راجع به تتمّهء بحث رجوع حاكم يا فقيه از حكم خود بود .
عامّه ، واليان جائر و ظالم را أُولو الامر و لازم الاتّباع مىدانند
أمّا راجع به آن مسألهاى كه مطرح شد ، بحث به اين جا رسيد كه يك روايت از « الغدير » از طريق عامّه بيان كرديم كه : حكم حاكم محترم است و لو اينكه جانىِ جائر باشد ؛ مال مردم را بگيرد و آنها را شلّاق بزند ؛ در نواميس مردم تصرّف كند ؛ به أنواع فحشاء و منكرات مشغول باشد . بر تمام امّت است كه أمر او را إطاعت كنند و گوش كنند و كسى حقّ قيام عليه او را ندارد ؛ و همهء أفراد بايد مطيع صرف باشند .
روايت دوّم : از عَوف بن مالك أشجعى است كه مىگويد : از رسول خدا صلّى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمود :
خيارُ أئِمَّتِكُمُ : الَّذينَ تُحِبُّونَهُمْ وَ يُحِبّونَكُمْ ، وَ تُصَلّونَ عَلَيْهِمْ وَ يُصَلُّونَ عَلَيْكُمْ ؛ وَ شِرارُ أئِمَّتِكُمُ : الَّذينَ تُبْغِضونَهُمْ وَ يُبْغِضونَكُمْ ، وَ تَلْعَنونَهُمْ وَ يَلْعَنونَكُمْ .
« بهترين إمامان و حاكمان شما آن كسانى هستند كه : شما آنها را دوست