جواب مردى كه اين قسم به مأمون پاسخ داد بسيار منطقى و صحيح بود ؛ زيرا در پوششى از كنايه و لفّافه براى او روشن كرد كه اگر اين شخص خيلى عادل و از همه استوارتر است و مقتضاى عدل شما هم اينست كه عدالت به همهء رعيّت قسمت بشود ، بنابراين او را به همه جا بفرستيد ، تا ما هم از شرّش راحت بشويم ؛ زيرا سهم ما بيش از سه سال نيست !
اين مطلب ما را متوجّه مسؤوليّت خود خواهد نمود . و اشتباهاتى را كه تا كنون مرتكب مىشديم بايد بر طرف نمائيم و به دستورات أمير المؤمنين عليه السّلام كه تا كنون بيان شده است عمل كنيم . و همانطور كه بزرگان از علماء متّقى ما بدان عمل مىنمودند ، عمل نمائيم و منهاج خود را عوض كنيم ؛ و إلّا بين أفعال ما و أفعال همچون مأمونى كه حاكم بر مسلمين بوده است از نقطهء نظر محتوى و خارج تفاوتى نخواهد بود و نتيجهء بسيار ناگوارى مترتّب خواهد شد . « 1 »
هامش
( 1 ) شيخ هادى كاشف الغطاء در « مستدرك نهج البلاغة » طبع بيروت ، ص 173 و ص 174 گويد : وَ قَالَ عَلَيْهِ السَّلَامُ : الْعَامِلُ بِالظُّلْمِ وَ الرَّاضِى بِهِ وَ الْمُعِينُ لَهُ عَلَيْهِ شُرَكَآءُ ثَلَاثَةٌ . و در ص 186 گويد : و قَالَ عَلَيْهِ السَّلَامُ : بِالرَّاعِى تَصْلَحُ الرَّعِيَّةُ ، وَ بِالدُّعَآء تُصْرَفُ الْبَلِيَّةُ . و در