تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
كسى بايد به او داده شود . عدالت : وَضْعُ كُلِّ شَىْءٍ فى مَوْضِعِه است . عدالت عين حقّ است . حقّ و عدالت دو معنى مختلف دارند ؛ يعنى به حمل أوّلى ذاتى با هم متفاوتند ، أمّا به حمل شايع با همديگر متساويند . در هر جا كه حقّ باشد آنجا عدالت است و هر جا كه در خارج عنوان عدالت بر او حمل شود و صدق بكند در آنجا حقّ صدق مىكند .

أمير المؤمنين عليه السّلام ، ميزان حقّ را به إعْطآءُ كُلِّ ذى حَقٍّ حَقَّهُ مىداند

أمير المؤمنين عليه السّلام كه فرمود عالم بر أساس حقّ است ، يعنى عالم بر أساس عدالت است . حقّ هر كس را به مقدار خود و به ميزان خود بايد به او سپرد . حقّ مرد ، حقّ زن ، حقّ بچّه ، تمام اينها حقوق مختلفى هستند و بر أساس آن اختلاف بايد حقّ آنها را داد ؛ نه اينكه معنى عدالت اينست كه إنسان با همهء آنها يك قسم رفتار كند ؛ در اين صورت پيوسته خلاف عدالت صورت مىپذيرد . اگر إنسان به بچّهء شيرخواره بخواهد غذاى يك جوان را بدهد ، و بگويد عدالت اقتضاى اين معنى را مىكند كه إنسان تساوى بين همهء أفراد امّت إيجاد كند ، باعث هلاكت طفل خواهد شد . اگر جوانى قدرت دارد صد كيلو بار بلند كند ، شما نمىتوانيد فلان زن يا فلان بچّه را مجبور به بلند نمودن اين مقدار بنمائيد ؛ چون آنها را از بين خواهيد برد . پس عدالت به حمل شايع مساوق با حقّ است ( إعْطآءُ كُلِّ ذى حَقٍّ حَقَّه ) نه اينكه بمعنى تساوى از جهت مقدار است . تساوى از جهت مقدار عين ظلم است ، و چنانچه بخواهيم در جميع شؤون تساوى را مراعات بنمائيم ، همچنانكه در بسيارى از ممالك آن را براى خود افتخار به حساب مىآورند ، قطعاً سر از ظلم در خواهد آورد و ثابت است كه اين حرف غلط است ؛ و اين عين ظلم است . تساوى در اينجا عين عدم إرفاق و مراعات عدم تساوى است . أساس عالم بر عدالت است ، و عدالت حاكم بر نظام تكوين اقتضاء مىكند هر موجودى از نقطهء نظر بهره گيرى از مواهب عالم مادّه با موجود ديگر تفاوت