تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
ظلم است . اين مطلب بسيار جاى تأمّل و دقّت است و نبايد آن را كوچك بشماريم ! تا كنون دنيا دارد در آتش تبعيض و تفريق مىسوزد ، و غيبت إمام زمان عليه السّلام برأساس همين نظرهاى شخصى و تفسيرهاى بيجاست . وقتى كه رسول خدا مىفرمايد : كسى كه مسلمان شد ، مسلمان است و از حقوق مساوى بر خوردار ؛ چه عجم باشد و چه عرب ، سابقه داشته باشد يا نداشته باشد ، كوچك باشد يا بزرگ ، فرقى نمىكند و خونش مانند سائر خونهاست . اگر كسى مسلمانى را بكشد بايد كشته شود و خونش هم ارزش با خون اوست ؛ چه قاتل سابقه در إسلام داشته باشد يا نداشته باشد ؛ آنها مسائلى است كه مربوط به درجات اخروى است . مسلمان بودن ، شمشير زدن و جهاد كردن ، و در بَدر و احد حاضر شدن را نبايد وسيلهء وصول به دنيا قرار بدهد و باعث گردد كه از بيت المال به او حقّ بيشترى بدهد . بيت المال بايد به طور مساوى بين مسلمين تقسيم گردد ؛ و هر كسى كه براى خدا كارى انجام دهد نتيجهء اخروى مىگيرد ؛ و اين دليل نمىشود كه غذايش چرب‌تر شود و آن كسانى كه سابقه ندارند در فقر و مسكنت و گرسنگى بسر برند . إسلام و عزّت و إيثار در راه خدا چه مناسبتى با زيادى مال دارد ؟ ! و بسيار روشن است كه اينها آمدند بيت المال و إسلام را بر أساس همين امور مادّى و اعتبارى و سوابق غزوة بدر و احد و صحابى بودن و غيره قسمت كردند ، و اين بزرگترين ظلمى است كه بر إسلام وارد آوردند ، و آنوقت اين قضيّه را سمبل عدالت عمر معرّفى نمودند ، كه عمر مرد عادلى بود ، و إسلام دوست بود و چه و چه ! در حالى كه تمام اينها صحنه سازى و مغلطه و برگرداندن حكم أصلى إلهى از مجراى واقعى خود مىباشد . عدالت بزرگترين و نفيس‌ترين چيزى است كه شريعت و دنيا و قوام عالم بر أساس او مىگردد . عدالت به معنى اين نيست كه إنسان با تمام أفراد يكسان رفتار كند ؛ عدالت اين است كه حقّ هر