در اينجا كه مىفرمايد : بِفَوْقِ أَنْ يُعَانَ عَلَى مَا حَمَّلَهُ اللَهُ مِنْ حَقِّه ، إجمالًا حقوق والى را بر رعيّت و حقوق رعيّت را بر والى بيان مىكند . و حقوق رعيّت بر والى سه چيز است : يكى حفظ جان و مال و ناموس و عِرض ( آبرو ) . دوّم آزادى در روش و سلوك و آداب . سوّم رسيدگى به ما يحتاج آنها از سلامتى و صحّت و بهداشت و منزل و غذا و رفع فقر و مسكنت و عُسرت ؛ و همچنين ما يحتاج آنها از امور معنوى مثل سلامت روح و نفس و إيمان و حفظ معتقدات و خواهشهاى معنوى و روحى ، و تسهيلات در معابد و مساجد و عبادات ، و بطور كلّى تسهيل در دسترسى به فرهنگ أصيل إسلام ( كه تمام اينها در ما يحتاج امور مادّى و معنوى گنجانده شده است و بحث اينها إن شآء الله خواهد آمد ) و بر عهدهء والى است كه نسبت به رعيّت رعايت كند .
حضرت مىفرمايد : من محتاجم به اينكه : مرا نصيحت كنيد و به من كمك نمائيد !
فَأَجَابَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِهِ بِكَلامٍ طَوِيلٍ يُكْثِرُ فِيهِ الثَّنَآءَ عَلَيْهِ وَ يَذْكُرُ سَمْعَهُ وَ طَاعَتَهُ لَهُ .
« خطبهء حضرت كه بدينجا رسيد ، يكى از أصحاب برخاست و با كلام و گفتار طويلى شروع كرد به ثناء گفتن بر آن حضرت و آمادگى خود را در إطاعت از آن حضرت و شنوائى در فرامين و دستورات آن حضرت . »
پاسخ حضرت به كسى كه برخاست و بعد از شكر و سپاس طويل ، إطاعت خود را بيان كرد
فَقَالَ عَلَيْهِ السَّلامُ : إنَّ مِنْ حَقِّ مَنْ عَظُمَ جَلالُ اللَهِ سُبْحَانَهُ فِى نَفْسِهِ ، وَ جَلَّ مَوْضِعُهُ مِنْ قَلْبِهِ ، أَنْ يَصْغُرَ عِنْدَهُ لِعِظَمِ ذَلِكَ كُلُّ مَا سِوَاهُ .
« سپس حضرت فرمود : آن كسى كه جلال پروردگار در نفس او به عظمت فرود آمده و جلال پروردگار را به عظمت إدراك كرده است ( موضع و موقع عظمت پروردگار را در قلب خود يافته است ) حقّ اين است كه ما سواى پروردگار در نزد او صغير جلوه كند ، و ديگر با وجود عظمت و جلال پروردگار و كبريائيّت و قدرت و عظمت او كه در قلبش فرود آمده است ، كس ديگرى بزرگ