تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
بَيْنَهُمْ ؛ وَ قَامَتْ مَنَاهِجُ الدِّينِ ؛ وَ اعْتَدَلَتْ مَعَالِمُ الْعَدْلِ ؛ وَ جَرَتْ عَلَى أَذْلَالِهَا السُّنَنُ ؛ فَصَلَحَ بِذَلِكَ الزَّمَانُ ، وَ طُمِعَ فِى بَقَآء الدَّوْلَةِ ، وَ يَئِسَتْ مَطَامِعُ الاعْدَآء . « بنابراين ، رعيّت و امّت به صلاح و رشد و امور مستحسنه و ممدوحه و عزّ نمىرسند مگر اينكه واليان و مدبّران امور آنها صلاح پيدا كنند ؛ و وُلات و واليان صلاح پيدا نمىكنند مگر اينكه رعيّت مستقيم و استوار باشند ( هر كدام روى ديگرى أثر دارند ) . زمانى كه رعيّت حقّ والى را بدهد ، و والى هم حقّ رعيّت را بدهد و طرفين به حقوق يكديگر عمل كنند ، حقّ در ميان آنها عزيز مىشود . ( حقّ يعنى همان شمشير برّنده و ثبات و واقعيّتى كه همهء امور با او بايد اندازه گيرى شود . بطلان و ظلمت و پندار و وَهم و اعتبار كه نقيض آنست ، همه از بين مىرود و حقّ عزيز مىشود ؛ حقّ داراى شرافت و مُكنت و فعليّت است ؛ باطل از بين مىرود ؛ باطل ذليل است ؛ باطل منفعل است . ) مناهج دين و طرقى كه مردم بسوى دين پيدا مىكنند ، و راههاى واقعى و استوار و صراط مستقيم در ميان مردم بر پا خواهد شد ؛ و علامتهاى عدل و داد و نشانه‌هاى قسط در همهء أفراد برقرار مىگردد ؛ و در اين مَحجّه و راه ، سنّت پروردگار به خوبى و آسانى و يُسر به جريان مىافتد ؛ و بواسطهء اين أمر ، زمان صلاحيّت پيدا مىكند ( زمان زمانِ صالحى مىشود ) . و در بقاء و دوام دولت و حكومت اميد پيدا مىشود ؛ و دستخوش فساد واقع نمىشود ، نه از طرف داخل و نه از طرف خارج . ( أمّا از ناحيهء داخلى ، بواسطهء اينكه تمام أفراد با والى در نهايت صميميّت و اعتدال بوده و حافظ حقوق همديگرند ؛ و أمّا از طرف خارج ، چون چنين جمعيّتى با چنين تشكيلاتى براى دشمن خارج قدرتى نمىگذارد كه بتواند بيايد و كيان آنها را از بين ببرد ؛ لذا در بقاء اين دولت و حكومت اميد مىرود ) . و آنچه كه دشمنان به اين حكومت طمع داشته باشند ، مبدّل به يأس و