بدبختم ، ذليلم ، قدرت خارجى چنين است و چنان است ، هيچكدام پذيرفته نيست و اين آيه شامل همهء آنها خواهد شد . ميگويد : ملَئكهء غضب جان آنها را مىگيرند و آنها را به جهنّم مىبرند و وقتى كه إنسان ميخواهد بر آنها إقامهء حجّت كند ، با منطق قوىّ و برهان قوىّ خود إنسان را محكوم مىكنند و مىگويند : چرا در خانه نشستى تا اينكه دشمن بر تو وارد شود ! ؟
مَنْ قُتِلَ دُونَ مَظْلَمَتِهِ فَهُوَ شَهِيدٌ
رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود :
مَنْ قُتِلَ دُونَ مَظْلَمَتِهِ فَهُوَ شَهِيدٌ . « اگر كسى در راه إحقاق حقّى كه از او سلب شده است كشته شود شهيد است . » مثلًا اگر جان او مورد تعدّى قرار گرفته و در راه دفاع از آن كشته شود شهيد است . چون كسى كه ميخواهد إنسان را ظلماً بكشد و إنسان براى حفظ جان خود دفاع كند ، در برابر مظلمه دفاع كرده است . و يا كسى كه بخواهد از ناموس و يا أموال خود دفاع كند و كشته بشود شهيد به حساب مىآيد .
بايد توجّه نمود مبادا فكر ما آنقدر به إنحراف رود كه آن محكمات و ضروريّات دين ، جاى خود را به مطالب خلاف واقع بدهد !
مثلًا هجرت كه در اين آيه مباركه واجب است و مىفرمايد :
وَ مَنْ يُهاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُراغَماً كَثِيراً وَ سَعَةً
، در مورد پيامبر اينچنين است . خداوند به پيغمبرش أمر مىكند كه مكّه را رها كن و به مدينه برو ! مكّهء مشرّفه ، يعنى خانهء حضرت إبراهيم ، حضرت آدم ، و محلّ آباء و أجداد رسول خدا و مردان موحّد كه قدمت چندين هزار ساله دارد و مدفن بزرگان از مؤمنين از جمله هفتاد پيغمبر در أطراف خانهء خداست ؛ و آنجا كه حضرت إسمعيل دفن شده است و مدفن حضرت هاجر است را بايد رها كرد و به مدينه رفت و ديگر در مكّه نبود . اين مكّه ديگر دار النّور نيست ، دار الظّلمه است . پيغمبر پس از اينكه به مدينه هجرت فرمود ، يكى دو سفر ديگر به مكّه رفت ولى توقّفش در آنجا كم بود و مىفرمود : دوست ندارم دو مرتبه به آن شهرى كه از آنجا هجرت