تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
ظلم ، اين آيات مباركات است :
إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصِيراً
إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا
فَأُولئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَ كانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُوراً
وَ مَنْ يُهاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُراغَماً كَثِيراً وَ سَعَةً وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً
. « 1 » « كسانى كه مىميرند و ملَئكهء غضب جان آنها را توفيه مىكنند ( يعنى به تمام معنى بيرون ميكشند و با خود نگه ميدارند ) در حالى كه اينان أفرادى هستند كه به خودشان ظلم كرده‌اند ، ظلم به نفس كرده‌اند ، ملَئكه به اينها ميگويند : در اين دنيا كجا بوديد ؟ ! چرا اينقدر به نفس خود ظلم كرديد ؟ ! چرا اينقدر بدبخت شديد ؟ ! چرا تحمّل ظلم كرديد ؟ ! آنها ميگويند : ما در روى زمين مستضعف بوديم ؛ يعنى مورد تعدّى و تجاوز ظالم قرار گرفتيم و گردنكشان و سركردگان آنها ، ما را در زير مهميز عبوديّت خود قرار داده ، و ما را به عنوان استعباد و عبوديّت خود گرفتند ؛ لذا خواهى نخواهى در تحت آن حكومت استكبارى كه ما را ضعيف شمردند ، نمىتوانستيم بيش از اين مقدار كارى كنيم . ما در تحت قدرت قاهرهء ديگران بوديم ؛ نه اينكه خودمان فى حدّ نفسه جنايتكار باشيم و بخواهيم به نفوس خود ظلم كرده باشيم . ملَئكه به اينها ميگويند : مگر زمين خدا واسع نبود ؟ ! چرا شما مهاجرت نكرديد ؟ ! از اينجا بر مىخاستيد ؛ از تحت لواء كفر و أفرادى كه در اينجا زندگى مىكنند حركت مىكرديد و در جاى ديگر قرار ميگرفتيد . اين زمينِ واسع خداست ؛ در آنجا به آزادى زندگى مىكرديد كه نتوانيد به نفس خود ظلم كنيد و مورد استضعاف
هامش
( 1 ) آيه 97 تا 100 ، از سورهء 4 : النّسآء