تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
كنند كه آنها مستضعفند . هجرت بر تمام أفراد واجب است ؛ چه هجرت ظاهرى از بلدهء كفر به بلدهء إسلام ، و چه هجرت باطنى از كفر به إسلام ظاهر و إسلام باطن . و هر كس هجرت كند و از خانهء نفس بيرون بيايد ، در روى زمين آزادى و فراخ و گشايشى مىبيند كه مىتواند پرچم و لواء و رايت را برافرازد و با دشمنان روبرو شود و آنها را با شمشير و نيزه و تير براند ؛ و بر أساس إيمان و إسلام و اعتقاد خود زندگى كند . و كسى كه از خانهء خود خارج شود و هجرت بسوى خدا و رسول خدا كند ، گرچه به خدا و رسول هم نرسيده باشد و در راه مرگ او را فرا بگيرد ، أجرش با خدا بوده و ضايع نخواهد شد ؛ زيرا گرچه به خدا و رسول نرسيده است ، أمّا چون از خانه بيرون آمده و به نيّت وصول به الله و رسول الله حركت كرده است مهاجر به حساب مىآيد ؛ و چنانچه در بين راه مرگش فرا رسد خداوند غفور و رحيم است و أجر او را خواهد داد . » اين آيه به خوبى دلالت دارد بر اينكه : مردم نمىتوانند به عذر اينكه در تحت فشار و قدرت أجنبى و خارجى و تحت تعليمات و سياست آنها قرار دارند از مسؤوليّت شانه خالى كنند و بگويند : كارى از دست ما بر نمىآيد و ما معذوريم . اين آيه عذر را برداشته است و مىگويد : عذر فقط از بعضى از زنان و بچّه‌ها و مردهائى پذيرفته است كه قدرت ندارند و نمىتوانند مهاجرت كنند . در تفسير وارد است كه حتّى وِلْدان ، يعنى آن بچّه‌هائى كه به عقل رسيده و نزديك به بلوغ هستند و مىتوانند هجرت كنند ، هجرت بر آنها هم واجب است ، و لو اينكه بالغ نشده باشند . و همچنين زنهائى كه مىتوانند هجرت كنند بر آنها هم واجب است . هجرت يعنى بيرون آمدن از زير لواء كفر و ظلم ؛ در اين صورت اگر إنسان هجرت نكند و بگويد : من كارى از دستم بر نمىآيد ؛ چه كنم ؟ بيچاره‌ام ،