تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
هلال را هم با اين موضوع خارجى ضميمه كرده و فرموده است « 1 » : اگر حاكم شرع هم حكم نمود به حلول ماه يا انقضاء آن ، باز « صُومُوا وَ أَفْطِرُوا » صادق است ؛ با اينكه حاكم خودش ماه را نديده است . و اينطور هم نيست كه ما را از رؤيت هلال خبر دهد كه من ماه را در آسمان ديدم ؛ تا با ضميمهء يك شاهد عادل ، بيّنه صدق كند و در حكم علم باشد ؛ نه ! اينطور نيست ؛ بلكه ملاك نفس حكم حاكم است به اينكه : امروز أوّل ماه است . يعنى حاكم با حكم خود ، ماهى را بر روى آسمان جعل مىنمايد و براى آن اعتبار وجود مىكند . وقتى حاكمى شأنيّت براى حكم كردن داشت و حكم به رؤيت هلال و دخول شهر كرد - حال ، مدرك حكم حاكم هر چه ميخواهد و از هر كجا كه ميخواهد باشد ، به ما ربطى ندارد - معنيش اينست كه من يك ماهى را در آسمان براى شما جعل كردم و فرض نمودم و إيجاد كردم ؛ و همانطور كه بر شما لازم است بر أساس وجود ماه خارجى إفطار كنيد يا روزه بگيريد ، اينك نيز بر أساس اين ماه جعلى واجب است إفطار كنيد يا روزه بگيريد ! در اين صورت ، حكم حاكم صحيح و از نظر عقلاء بدون إشكال خواهد بود ؛ چرا ؟ براى اينكه از نظر شرعى بر آن أثرى مترتّب است كه إفطار كردن يا روزه گرفتن باشد . أمّا اگر كسى در عالم اعتبار بگويد : اين عمارت را اعتباراً معدوم قرار مىدهم ( جَعَلْتُها مَعْدومَة ) فائده‌اى بر آن مترتّب نيست ؛ زيرا كه اعتبار او داراى هيچ منشأ أثرى نيست . أمّا در صورتى كه نفس اين اعتبار منشأ أثرى بوده و حكمى بر آن مترتّب باشد ، إشكالى ندارد . در اينجا نيز شارع إسلام حكم را روى رؤيت هلال ( أعمّ از خارجى و اعتبارى ) آورده است ؛ يعنى حكم حاكم بمنزلهء جعل اعتبارى هلال در آسمان بوده است و اين داراى نتيجهء شرعى است . حكم به يد شارع مىباشد ، و او
هامش
( 1 ) اين فرمايش مستفاد از أدلّة ولايت فقيه است .