تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
مىتواند حكم خود را ، هم روى موضوع خارجى فقط ، و هم أعمّ از موضوع خارجى و اعتبارى ببرد ، هيچ إشكالى ندارد . و بعبارةٍ اخرى : همانطور كه شارع مىگويد : صُومُوا لِلرُّؤْيَةِ وَ أَفْطِرُوا لِلرُّؤْيَةِ ، همانگونه صحيح است بگويد : صوموا بِحُكْمِ الْحاكِمِ وَ أفْطِروا بِحُكْمِه ؛ و أمثال اين تعابير كه بالاخره بر مىگردد به اينكه : آن رؤيت هلال واقعى خارجى اتّساع دارد و شامل عالم اعتبار هم مىشود . اين است معنى جعل و حكم حاكم . حقيقت جعل اعتبارى ، أمر نامأنوس و غير عرفى و عادى نيست ؛ زيرا أساس بسيارى از كارهاى ما را در خارج اعتبارات تشكيل مىدهند . مثلًا شخصى كه مىگويد : بِعْتُكَ هَذا « من اين متاع را به تو فروختم » و ديگرى مىگويد : قَبِلْتُ « قبول نمودم » ، آيا اين بعتُ و قبلتُ سبب انتقال واقعى و خارجى آن متاع است ؟ بدينگونه كه واقعاً آن شىْء از وجود بايع به وجود خريدار منتقل مىشود ؟ جواب اين است كه : چنين نيست ؛ ثَمن و مُثمن در جاى خود محفوظند ، و فقط در عالم اعتبار اختيار تصرّف مثمن به مشترى ، و اختيار تصرّف ثمن به بايع انتقال يافته است . و اين نقل و انتقال إنشاء است ، و إنشاء انتقال است در عالم اعتبار ؛ و اعتبار ، مورد قبول همهء عقلاء مىباشد . و همچنين در أبواب مختلفهء فقه ، مانند نكاح كه زوجه مىگويد : أنْكَحْتُكَ نَفْسى ، و مرد هم مىگويد قَبِلْتُ ، اين چيزى جز إنشاء نكاح در عالم اعتبار نيست ؛ زيرا معنى نكاح وطى است . پس معنى حرف زوجه اين است : جَعَلْتُ نَفْسى لَكَ مَوْطوءَةً ؛ با اينكه در عالم خارج ، نكاح به اين معنى متحقّق نشده و إيقاع و آميزشى صورت نگرفته است ؛ بلكه فقط در عالم اعتبار است كه زن ، خود را « موطوئه » و مرد خود را « واطى » مىبيند ، و شرع هم اين إنشاء را إمضاء مىكند ؛ و آن عملى كه بعداً در خارج صورت مىگيرد كه نكاح واقعى