تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
مطلب از اين قرار است كه : پيغمبر تمام اين مطالب را با عهد معهود و ميثاق وثيق به من عنايت فرموده است . و من به هلاكت و أسباب هلاكت هر فردى كه هلاكت پيدا مىكند ، و به نجات و أسباب نجات هر كس از شما كه نجات پيدا مىكند اطّلاع دارم ! و من از مآل و بازگشت اين أمر مطّلعم كه چه خواهد شد ؟ ! و خلاصه چيزى نبود كه از بالاى سر من ردّ شود و عبور كند ، مگر آنكه پيغمبر گوشهاى مرا با آن چيز آشنا كرد و آن را به قلب من رسانيد . هيچ فكرى ، هيچ انديشه‌اى و هيچ علمى نبود كه از بالاى سر من عبور كند ، إلّا اينكه پيغمبر آنها را در قلب من وارد كرد . اين روايت در صدد بيان چه مطلبى است ؟ اين روايت مىفهماند كه : أمير المؤمنين عليه السّلام داراى أسرارى بود كه همهء أفراد قابليّت تحمّل آن أسرار را نداشتند . و خودش مىگويد : من نمىتوانم به شما بگويم ، زيرا كه شريعت را خراب مىكنم ؛ و در عين حال هم نمىتوانم آنها را ناديده بگيرم ، زيرا أصل بناى عالم خلقت براى تربيت إنسان كامل است و كمال إنسان به عرفان و إدراك أسرار است ؛ بلكه بايد آنها را به خواصّ ( آن أفرادى كه : يُؤْمَنُ ذَلِكَ مِنْهُ ) برسانم .

أبيات مشهوره حضرت إمام زين العابدين عليه السّلام در لزوم كتمان سرّ

حضرت إمام زين العابدين عليه السّلام أشعارى دارند ، و اين أشعار از ايشان مسلّم است و در كتب مختلف از آن حضرت ثبت شده است . يكى در مقدّمهء كتاب « وافِى » مرحوم فيض « 1 » ، و ديگرى در « اصول الاصيلة » « 2 » كه كتاب مختصرى است و آن هم از محقّق فيض است ، و نيز در كتب ديگر فيض « 3 » مثل
هامش
( 1 ) « وافى » طبع سنگى ، سنة 1324 هجريّهء قمريّه ، ج 1 ، ص 8 ؛ و طبع حروفى إصفهان ، ج 1 ، ص 11 ( 2 ) « الاصول الاصيلة » با تصحيح و تعليق محدّث ارموى ، ص 167 ( 3 ) سيّد جلال الدّين محدّث ارموى در تعليقهء ص 167 از « الاصول الاصيلة » گويد : نسبت اين أشعار به حضرت سجّاد عليه السّلام مشهور است و در غالب كتابهاى