تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
حالات او و كيفيّات او و موقعيّت او و ظاهر او و باطن او ، و خلاصه به تمام أفكار و نيّات و امور متغيّرهء او خبر مىدهم . ) و ليكن من مىترسم كه اگر خبر بدهم ، شما بواسطهء من به رسول خدا كافر شويد ! يعنى رسول خدا را كنار بگذاريد و بگوئيد : هر چه هست علىّ است ؛ چون اين مطالبى را كه علىّ به ما خبر ميدهد پيغمبر نداده است ؛ بنابراين ، أصل علىّ است و پيغمبر شخصيّتى به حساب نمىآيد . در حالى كه اينطور نيست ؛ من هر چه دارم از رسول خدا دارم ، و من شعاع پيغمبر و شاگرد اويم ، و پيغمبر استاد من بوده است ؛ و ليكن آن حضرت أسرارش را إبراز نمىكرده است ، من هم إبراز نمىكنم ؛ بلكه فقط مىگويم : اگر بخواهم خبر مىدهم . ولى مگر من خبر مىدهم ؟ خير ! پيغمبر هم خبر نداد ، چون شما استعداد نداريد . اگر من چيزى به شما نشان بدهم شما مرا خدا قرار مىدهيد و پيغمبر خدا را هم إنكار مىكنيد . ألَا وَ إنِّى مُفْضِيهِ إلَى الْخَآصَّةِ مِمَّنْ يُؤْمَنُ ذَلِكَ مِنْه . آگاه باشيد ! اينطور نيست كه اكنون كه من به شما خبر نميدهم ، به هيچكس هم خبر ندهم ؛ نه ! من اين أسرار و مطالب را فقط به أفراد خاصّى كه ايمن ميباشند از اينكه بواسطهء من به رسول خدا كافر شوند ، ميرسانم . أفراد خاصّى از خواصّ هستند كه اگر من اين مطالب را به آنها برسانم و در قلب آنها بريزم و براى آنها بيان نمايم و إلقاء كنم ، من مأمونم ؛ ولى از شما مأمون نيستم . وَ الَّذِى بَعَثَهُ بِالْحَقِّ وَ اصْطَفَاهُ عَلَى الْخَلْقِ مَا أَنْطِقُ إلَّا صَادِقًا . وَ قَدْ عَهِدَ إلَىَّ بِذَلِكَ كُلِّهِ ، وَ بِمَهْلِكِ مَنْ يَهْلِكُ وَ مَنْجَى مَنْ يَنْجُو ، وَ مَآلِ هَذَا الامْرِ . وَ مَا أَبْقَى شَيْئًا يَمُرُّ عَلَى رَأْسِى إلَّا أَفْرَغَهُ فِى أُذُنَىَّ وَ أَفْضَى بِهِ إلَىَّ . حضرت سوگند ياد مىكند : قسم به آنكه پيغمبر را به حقّ برانگيخت و او را بر تمام خلائق برگزيد ، من چيزى نمىگويم مگر از روى صدق .
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 53 | السيد محمد حسين الطهراني