تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
مقدّس حىّ قيّوم . وحدت وجودى مىگويد : غير از ذات پروردگار ، ذات مستقلّى كه بتوان به او إطلاق وجود كرد وجود ندارد ؛ و همهء عالم إمكان مِنَ الذَّرَّةِ إلَى الدُّرَّة ، فانى و مندكّ در وجود او هستند ؛ و در مقابل وجود او هيچ وجودى استقلال ندارد و نمىتواند خود را نشان بدهد . همه ، سايه‌ها و أظلال وجود او هستند . نه اينكه او مىگويد : كُلُّ شَىْءٍ هُوَ اللَه ، با لفظ « شَىْءٍ » إشاره به حدود ماهوى مىكند . حدود ، همه نواقص و أعدام و فقر و احتياجند ؛ با خدا چه مناسبت دارند ؟ و اين مسلّم است كه شرك است . ولى اين مطلبى كه بايد بعد از ساليان دراز به برهان متين إثبات شود ، يا بواسطهء سير و سلوك إلى الله با قلب إدراك شود ، اگر إنسان آن را بدست مردم بدهد - حتّى به كسانى كه أهل علمند و ليكن در معارف إلهيّه قدمى استوار ندارند - از اين چه مىفهمند ؟ ! مىگويند : فلان شخص وحدت وجودى است ، و وحدت وجود شرك است و كفر است و . . .

وحدت وجود ، حقيقت لَا إلَهَ إلَّا اللَه است

تو أصلًا نمىفهمى وحدت وجود چيست ! و از آن سر در نمىآورى ! وحدت وجود سرّ آل محمّد است ! وحدت وجود حقيقت ولايت است ! وحدت وجود حقيقت نبوّت است ! وحدت وجود حقيقةُ كُلِّ شَىْءٍ از جهت ربط خاصّ آن به ذات أقدس پروردگار است ! وحدت وجود همان مقام توحيدى است كه پيغمبر آمد ، و اين خونها براى آن ريخته شد ، كه بگويند : لَاإلَهَ إلَّا اللَهُ . وحدت وجود و توحيد وجود فرقى ندارند . توحيد يعنى يكى كردن ، و وحدت يعنى يكى بودن . اين چه فرقى دارد ؟ ! آن از باب تفعيل ( ثلاثى مزيد ) است و اين از باب مجرّد . شما لفظ توحيد در وجود را كه إسلام بر او قائم است برداريد و بجايش لفظ وحدت بگذاريد ، و وحدت را بجايش توحيد بگذاريد .
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 51 | السيد محمد حسين الطهراني