زحمت بكشد علماً و عملًا ، آيا خدا به او قسمت كند كه أصل و حقيقت وحدت وجود را بفهمد يا نه ؟ ! اين از أسرار است و نمىشود اين را به همه كس گفت .
اگر إنسان به كسى بگويد : وجود واحد است ، او از اين كلام چه إدراك مىكند ؟ مىگويد : اين حرف معنيش اينست كه : يك وجود بيشتر تحقّق ندارد و آن ، همان وجود ذات أقدس پروردگار است ؛ يعنى همه چيز خداست . و لذا خيال مىكند : إنسان خداست ، خنزير خداست ، كلب هم خداست ، قاذورات خداست ، زانى خداست ، مَزْنىّ خداست .
اين كفر و شرك است . وحدت وجودى نمىگويد : زانى و مزنىّ خداست ، كلب و خنزير خداست . او نمىگويد : إنسان خداست ؛ نمىگويد : بالاتر از إنسان ( فرشتگان ) خدا هستند ؛ و نمىگويد : ملائكة مقرّبين و روح خدا هستند . او نمىگويد : جبرائيل و روح الامين و روح القدس خدا مىباشند .
او مىگويد : اينها همه ، موجودات متعيّنه و متقيّده و محدوده و مشخّصه هستند ؛ و پروردگار حدّ ندارد . حتّى پيغمبر را با تمام آن بى حدّى كه نسبت به همهء موجودات دارد ، و ليكن نسبت به پروردگار محدود و ممكن است ، نمىگويد خداست . وحدت وجودى مىگويد : غير از خدا هيچ نيست !
فرق است بين اينكه بگوئيم : همه چيز خداست . ( كُلُّ شَىْءٍ هُوَ اللَه ) و يا اينكه بگوئيم : غير از خدا چيزى نيست . وحدت وجودى مىگويد : غير از ذات مقدّس حضرت واجب الوجود على الإطلاق ، وجودى در عالم نيست . وجود استقلالى يكى است و بس ؛ و او تمام موجودات را فرا گرفته است ، وَ لا تَشُذُّ عَنْ حيطَةِ وُجودِهِ ذَرَّهء ! و هر موجودى را كه شما موجود مستقلّ مىپنداريد ، اين استقلال ناشى از نابينائى و عدم إدراك شماست ! موجود مستقلّ اوست و بس . تمام موجودات وجودشان وجود ظلّى است ؛ وجود تَبعى و اندكاكى و آلى براى أصل وجود است . همه ، وجودشان وجودى است قائم به آن ذات
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 50
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٥٠