أئمّه عليهم السّلام هم با همهء أفراد سر و كار داشتهاند و همه قِسم مذاكرات و ردّ و بدلها واقع ميشد ؛ لذا معنى بعضى از روايات بسيار ساده و عادى است ، بطورى كه قابل فهم براى عموم است ؛ و بعضىها دقيق و بعضىها دقيقتر ؛ و در بعضى از روايات ، معانى غامضهاى وجود دارد كه در غايت صعوبت و إشكال است .
رواياتى كه در « توحيد » صدوق رحمة الله عليه ، و فرمايشات حضرت إمام رضا صلوات الله عليه كه بسيارى از آن در « عُيون أخبار الرّضا » وارد است ، اينچنين است . در بعضى از خُطَب « نهج البلاغهء » معانى دقيقِ سخنان و عبارات أمير المؤمنين عليه السّلام ، به اندازهاى أوج مىگيرد كه كسى نمىتواند آن مطالب را إدراك كند ! آنوقت إنسان چگونه مىتواند بگويد : تمام اين روايات براى همه قابل فهم است ، و ما هر چه ميخواهيم از روايات بدست مىآوريم ؟ !
از مرحوم آية الله حاج ميرزا أحمد كفائى خراسانى ، آقازادهء مرحوم آية الله حاج شيخ محمّد كاظم خراسانى صاحب « كفاية الاصول » نقل شده است كه مىگفت : « من « شرح اصول كافى » از ملّاى قزوينى را ديدم ؛ پدرم يكروز گفت : أحمد بيا يك چيزى به تو بگويم ! اگر مقدّمات فلسفه را نخوانى از اين روايات هيچ نمىفهمى ! » . « 1 »
چرا كه أسرار إلهى و مقام توحيد كه بعد از ساليان دراز علم و عمل براى مؤمنين پيدا مىشود ، در وهلهء أوّل كه پيدا نشده است ؛ و آن مؤمنى كه اين معانى را بدست آورده است ، نمىتواند آن را به أفرادى كه بدست نياوردهاند بگويد و إلقاء كند ؛ و چه بسا موجب گمراهى آنها مىشود .
بر همين أساس است كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم ، أسرار
هامش
أهْلَهَا ظَلَمَ إنَّ لِلْحِكْمَةِ حَقًّا وَ إنَّ لَهَا أَهْلا فَأَعْطِ كُلَّ ذِى حَقٍّ حَقَّهُ .
( 1 ) مجلّهء « كيهان انديشه » شمارهء 1 ، مرداد و شهريور 1364 ، ص 19 در ضمن مصاحبهاى از دانشمند معظّم جناب آقاى سيّد جلال الدّين آشتيانى