اين فقيه ، فردى است كه بايد إنسان كامل بوده و علاوه بر آن بايد حاكم و فرمانده هم باشد ؛ يعنى أهل خبرهء از مسلمين با وى بحكومت إسلام بيعت كرده باشند و در تحت ولايت و اتّصال معنوى و باطنى حضرت إمام عصر عجّل الله تعالَى فرجَه الشّريف در زمان غيبت بوده ، و جهادش به إذن و إجازه و إمضاء و إرشاد آنحضرت باشد . وى بايد بر مسائل نظامى و جنگ و صلح ، تسلّط داشته باشد كه كدام وقت جهاد كند و كدام وقت نكند ، يا با كدام يك از أفراد دشمن در كدام ناحيه از ثغور كشور إسلامى جهاد كند .
بطور خلاصه ، جهاد يك أمر شخصى مثل نماز يا روزه نيست ، بلكه أمرى است اجتماعى و عمومى كه بايد در تحت ولايت ولىّ فقيه انجام پذيرد .
شيخ قدَّس اللهُ نفْسه مطلب را إدامه مىدهد تا اينكه مىفرمايد :
وَ الْجِهادُ مَعَ أَئِمَّةِ الْجَوْرِ أوْ مِنْ غَيْرِ إمامٍ أصْلا ، خَطآءٌ قَبيحٌ يَسْتَحِقُّ فاعِلُهُ بِهِ الذَّمَ وَ الْعِقابَ إنْ اصيبَ لَمْ يُؤْجَرْ وَ إنْ أصابَ كانَ مَأْثومًا .
« جهاد در معيّت أئمّهء جور ( يعنى با حاكمان ظالم و كسانى كه خود را در مصدر ولايت نشاندهاند و حال آنكه لايق مقام ولايت نيستند ) در ركاب آنها جهاد نمودن ، و يا بدون إذن إمام به نحو خودسرانه برخاستن و با سلاح براى إسلام آوردن غير مسلمانان قيام كردن ، كار خطا و قبيحى است . كسانى كه اين كار را بكنند مستحقّ مذمّت و عقاب هستند . اگر مصيبتى به آنها برسد ( زخمى بخورند يا كشته شوند ) أجرى ندارند ؛ و اگر هم كسى را بكشند و زخمى به ديگرى بزنند ، تازه خودشان گناهكارند . » خداوند آنها را مؤاخذه خواهد نمود كه چرا خودسرانه رفتى و او را كشتى در حالى كه دستورى نداشتى و در تحت ولايت إمام بحقّ يا ولىّ منصوب از ناحيهء او نبودى ! ؟
وَ مَتَى جاهَدوا مَعَ عَدَمِ الإمَامِ وَ عَدَمِ مَنْ نَصَبَهُ فَظَفِروا وَ غَنِموا ، كانَتِ الْغَنيمَةُ كُلُّها لِلإمامِ خآصَّةً وَ لا يَسْتَحِقّونَ هُمْ مِنْها شَيْئًا أصْلا .
« و هر گاه جماعتى از مسلمانها بدون إمام يا بدون إذن كسى كه إمام او را
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 263
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٦٣