الصَّابِرِينَ .
« 1 »
« آيا چنين گمان مىكنيد كه داخل بهشت مىشويد ، در حالى كه هنوز خداوند مقام آنهائى را از شما كه در راه خدا جهاد كردهاند ، و آنهائى را كه صبر نمودهاند ، معلوم نگردانيده باشد ؟ ! »
أَمْ حَسِبْتُمْ
استفهام إنكارى است . يعنى أبداً گمان نكنيد كسى كه مجاهده نكرده و صبر ندارد داخل بهشت شود . و بعد از ذكر سه آيه ديگر مىفرمايد :
وَ كَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَكانُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ .
« 2 »
« و چه بسيار از پيغمبران بودند كه أفراد مهذّب و تربيت يافتهء مكتب توحيد در ركاب آنان كارزار مىكردند و در مقابل آنچه كه در راه خدا به آنها إصابت مىكرد ، هيچ سستى نكرده و إظهار ضعف ننمودند ( هيچگاه إظهار شكست و تذلّل و انفعال نكرده ، بلكه پا برجا و ثابت قدم ، در معيّت با آن پيغمبران قتال كردند . ) و خداوند صابرين را دوست دارد . »
اين آيه هم إطلاق دارد ؛ چون مىفرمايد : چه بسيار از پيغمبرانى كه چنين بودند . و از اينجا معلوم مىشود كلام بعضى كه گفتهاند : جهاد فقط در إسلام است و در شرايع گذشته جهاد نبوده است و سائر أنبياء جهاد نكردهاند ، گفتار استوارى نيست . زيرا اين آيه مىفرمايد :
وَ كَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ
؛ چه بسيار از پيغمبرانى كه با رِبّيّون ، و تربيت يافتگان دست خود از إلهيّون و خدا پرستان در راه خدا كارزارها كردند . فعليهذا در واقع اگر إنسان به ممشاى پيغمبران و أئمّه عليهم السّلام و منشأ آن مراجعه كند ، مىيابد كه : جهاد ، گذشته از آنكه يك أمر شرعى بوده ، يك أمر عقلى و فطرى است ؛ چرا كه إنسان نميتواند ببيند دشمنان دين در
هامش
( 1 ) آيه 142 ، از سورهء 3 : ءَال عمران
( 2 ) آيه 146 ، از سورهء 3 : ءَال عمران