ذِرْوَة يا ذُرْوَة ، أعلى نقطه در جاهاى بلند را گويند . ذِرْوَةُ الْجَبَل يعنى قلّهء كوه .
هُوَ ذِرْوَةُ سَنامِ الإسْلام . « اين ( جهاد ) بلندترين نقطهء برآمدگى و نشيمنگاه إسلام است . »
سَنامُ الجَمَل يعنى آن چيزى كه بر روى شتر مىگذارند و بر آن سوار مىشوند . ذِرْوَةُ سَنامِ الإسْلام يعنى بالاترين نقطهء بلندى إسلام .
وَ رابِعُ أرْكانِ الإيمان . « و چهارمين ستون از أركان إيمان مىباشد . » يعنى بدون آن سقف إيمان واژگون ميگردد .
وَ بابٌ مِنْ أبْوابِ الْجَنَّةِ . « و يكى از درهاى بهشت است . »
وَ أفْضَلُ الاشْيآء بَعْدَ الْفَرآئِضِ . « و با فضيلتترين أشياء بعد از فرائض واجبه ( صلوة و صوم و حجّ و زكات و خمس ) ، جهاد فى سبيل الله است » .
وَ سِياحَةُ امَّةِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ الَّتى قَدْ جَعَلَ اللَهُ عِزَّها بِسَنابِكِ خَيْلِها وَ مَراكِزِ رِماحِها .
سياحت يعنى جهانگردى براى ديدن آثار صنع و آيات خداوند ؛ سياحت و گردش كردن امّت محمّد صلّى الله عليه و آله و سلّم در جهاد است .
در امّتهاى گذشته مردم سياحت داشتند . در قرآن مجيد آمده است :
التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ
« 1 » يكى از عبادات مردم اين است كه در بيابانها و در كوهها تنها گردش كنند و در آثار پروردگار سير نموده و نظر نمايند و فكر كنند ، تا قلبشان باز شود . سياحت امّت پيغمبر را خداوند در جهاد قرار داده است . كدام جهاد ؟ كدام سياحت ؟ آن سياحتى كه خداوند ، عِزّ آن را به سُم اسبها ( يعنى همين سمهائى كه به زمين مىخورد ) بسته است .
سَنابِك جمع سُنْبُك است ؛ يعنى سم سُتور . بِسَنابِكِ خَيْلِها يعنى : خداوند عزّ و شرف امّت محمّد صلّى الله عليه و آله را در سم اسبها قرار داده
هامش
( 1 ) صدر آيه 112 ، از سورهء 9 : التّوبة .