است كه به زمين مىخورند ؛ آن اسبهائى كه به جهاد مىروند . وَ مَراكِزِ رِماحِها ؛ و مركزهاى نيزهها ( رِماح جمع رُمْح است يعنى نيزه ) آنجائى كه نيزه را به زمين مىكوبند و در أطرافش مشغول جنگ مىشوند ؛ يا آنجائى كه رمح را به سينهء دشمن فرو مىبرند و با آن رَكْزِ رمح در سينهء دشمن ، دشمن به زمين مىافتد .
اين عزّ إسلام است و عزّ امّت پيغمبر است كه خداوند در جهاد فى سبيله و فى سبيل رسوله قرار داده است . اين مسائل بسيار دقيق است .
وَ فَوْقَ كُلِّ بِرٍّ بِرٌّ فَإذا قُتِلَ فى سَبيلِ اللَهِ فَلَيْسَ فَوْقَهُ بِرٌّ .
« بالاتر از هر كار پسنديده و نيكو و مُستحسنى ، باز هم يك عمل بهتر و عاليتر و مستحسن ترى وجود دارد كه إنسان آن را انجام بدهد ؛ و أمّا زمانى كه مؤمن در راه خدا كشته شد ، ديگر بالاتر از شهادت در راه پروردگار كار نيك و مستحسنى وجود ندارد » .
الْخَيْرُ كُلُّهُ فى السَّيْفِ وَ تَحْتَ ظِلِّ السَّيْفِ
وَ الْخَيْرُ كُلُّهُ فى السَّيْفِ وَ تَحْتَ ظِلِّ السَّيْفِ . « خير ، كُلُّ الْخَير ، تمام خير و رشاد و صلاح و سعادت ، همهاش در شمشير است و در زير سايهء شمشير . »
وَ لا يُقيمُ النّاسَ إلَّا السَّيْفُ . « مردم را بر پا نمىدارد ، راست قامت نمىكند مگر شمشير . »
وَ السُّيوفُ مَقاليدُ الْجَنَّةِ وَ النّارِ . « شمشيرها كليدهاى بهشت و جهنّم هستند . »
وَ لِلْجَنَّةِ بابٌ يُقالُ لَهُ بابُ الْمُجاهِدينَ ، يَمْضونَ إلَيْهِ فَإذًا هُوَ مَفْتوحٌ وَ هُمْ مُتَقَلِّدونَ سُيوفَهُمْ . « از براى بهشت درى است كه به آن باب مجاهدين گويند . مجاهدين بسوى آن در رهسپار مىشوند و بدانجا مىرسند و مىبينند آن درب باز است . همهء مجاهدين در حالى كه شمشيرهاى خود را حمايل كردهاند از آن در وارد بهشت مىشوند . »
وَ مَنْ غَزا غَزْوَةً فى سَبيلِ اللَهِ فَما أصابَهُ قَطْرَةٌ مِنَ السَّمآء أوْ صُداعٌ إلّا كانَتْ لَهُ شَهَادَةٌ يَوْمَ الْقِيَمَةِ . « كسى كه در راه خدا جنگ كند ، اگر يك قطرهء باران