و به إطلاق آيات ، جهاد در زمان فقيه عادل جامع الشّرائط كه حكومت بر او مستقرّ شده است واجب است ؛ و ترك جهاد موجب از بين رفتن و شكست إسلام مىباشد . و مقصود ما از جهاد كه اكنون دربارهء آن بحث مىكنيم دفاع نيست ؛ زيرا دفاع احتياجى به دليل شرعى ندارد . آياتى كه در قرآن مجيد يا در روايات أئمّه عليهم السّلام دربارهء دفاع آمده است ، إمضاء حكم عقلى و فطرى است ؛ كه هر كس بايد از حدود و شؤون خود دفاع نموده ، و دشمنى كه قصد تجاوز به حريم او دارد را از خود براند .
جهاد يعنى حركت ابتدائى به سمت دشمن . يعنى بدون اينكه دشمن به آنها حمله ور شده باشد ، جماعتى تحت سرپرستى يك فرمانده به سوى دشمن حركت نمايند و آنان را به إسلام دعوت كنند ؛ و در صورت استنكاف ، با آنان بجنگند . آن جهادى كه در إسلام خيلى أهمّيّت دارد و بر روى آن تكيه شده ، و در مورد آن گفته شده است كه هر قطرهء خون مجاهد فى سبيل الله داراى مزايا و ارزشهاى كذائى است ، همين جهاد است ؛ كه مسلمين بوسيلهء آن ، كفّار را كه از توحيد و عقائد حقّه و نبوّت رسول الله و ولايت بهرهاى ندارند ، و به شرك و بتپرستى و آداب جاهلىّ و سنن ملّى خود گرفتارند ، به إسلام باز مىگردانند و هم رنگ خود مىكنند ؛ و به آنها مىگويند : وجدان ما قبول نمىكند كه شما از اين سفرهء زيبا و غذاهاى لذيذ كه ما به استفادهء از آنها مشغوليم ( از توحيد و معارف و قرآن و عظمت إنسان و حقارت غير خدا و أربابان دنيا و مناجات و حجّ و سائر لذائذى كه از آنها متمتّع مىشويم ) بى بهره باشيد ! بلكه شما هم بايد بر سر همين سفره بيائيد . لهذا مسلمان خون خود را مىريزد ، براى هدايت غير .
مقصود از جهاد ، جنگ كردن با كفّار است براى دعوت آنها به إسلام ؛ و اين جهاد هميشه بايد باشد و از مسائل مهمّ إسلام است . وقتى كه جهاد در ميان مسلمانها از بين برود ، توقّف و ركود صورت مىگيرد ؛ و ديگر إسلام از آن عظمت و عزّت و اقتدار خود مىافتد و سقوط مىكند .
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 257
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٥٧