طفل شيرخوارى كه بايستى فقط از شير نرم و ملايم مادر ، آن هم به صورت مكيدن از پستان ( چون دندان ندارد تا غذا بجود ) تغذيه نمايد ، اگر يك لقمه از غذاى شيرين و چرب در دهان او بگذارند ، بدون شكّ آن طفل فوراً خفه مىشود . يا شخصى كه بيمار است و در بيمارستان بسترى است و طبيب هم او را حتّى از خوردن غذاهاى عادى و معمولى منع كرده است ، اگر براى او يك غذاى مطبوعى درست كنند و به او بدهند ، فوراً مىميرد . أمّا آن غذاهاى سنگين براى يك جوان پهلوانى كه مىتواند از عهدهء هضم آن برآيد إشكال ندارد .
بناءً عليهذا ، تساوى در خوردن غذا در همهء موارد ، و تساوى در أمر و نهى و تساوى در تحمّل مشكلات ، و نيز تساوى در فهم و علم نسبت به همهء موارد و مصاديق ظلم محض است . و أساساً اين مسأله ، وجداناً و عقلًا و شرعاً غير معقول مىباشد .
در حكومت إسلام ، حقّ مسلمان با حقّ أهل ذمّه متفاوت است
در نظام إسلامى ، آن عدّه از أفرادى كه به پيغمبر أكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم إيمان آوردهاند و قلباً به قرآن و إسلام اعتقاد تامّ پيدا نمودهاند ، چون متعهّد شدهاند كه بار سنگين دولت إسلام را بر دوش بكشند و در راه حفظ نظام جهاد و فداكارى نمايند ، داراى أحكام مخصوصى هستند ؛ زيرا آنان جزء پيكرهء حكومت إسلام مىباشند . از اينجهت إسلام براى آنان يك سلسله أحكام سنگين ترى خاصّ به خود آنها وضع نموده است .
و أمّا غير مسلمين ( يهوديان و مسيحيان و مجوسيان ) كه أساساً رسول الله و دين إسلام و قرآن را قبول ندارند ، بلكه فقط براى گذران زندگى به كشور إسلامى پناهنده شدهاند ، و بعنوان ذمّى و تحت لواء آن مذهبى كه أصل آن را قبول ندارند ، در آمدهاند و داراى أحكام و قوانين مخصوص به خود مىباشند ، نمىشود همهء أحكام سياسى و اجتماعى ، بر آنها و أفراد مسلمان بطور يكسان بار شود .