خرده گرفتن بر اين اختلاف و تبعيض در حكم ، بين دو طبقه از ساكنين در جامعهء إسلامى ، ناجوانمردانه و حاكى از عدم إنصاف است ؛ زيرا كه در تمام دولتها و مرامها و مكتبهائى كه در عالم وجود دارد ، وقتى كه حكومتى بر قرار مىشود بكلّى مخالفين خود را از بين مىبرد .
حتّى در دولتهاى ناسيوناليستى كه به اصطلاح با مردم بنحو آزادى عمل مىكنند ، گرچه در بَدو أمر به آنان وعده مىدهند كه از حقوق مساوى برخوردار خواهند بود و چنين و چنان و باغ سبزى نشان مىدهند ، أمّا همين كه بر أريكهء قدرت نشستند ، مخالفين را به هر عنوانى كه باشد از بين مىبرند . بلكه ديده نشده است كه حكومتى در دنيا بر قرار بشود و مخالفين خود را ( در عقيده و گرايش به آن مكتب و حزب ، نه مخالفين در حكومت و قيام و توطئه ) نابود نكند ؛ بلكه يا أصل وجود آنها را بكلّى معدوم كرده ، يا فكر آنها را نابود و خراب مىكند .
داستان سياهپوستان آمريكا بسيار مشهود و مشهور است كه : با اينكه قانون تساوى آنها با سفيد پوستان در مجلس گذشته است ، ولى معذلك هنوز قضيّهء آنها حلّ نشده و حلّ شدنى هم نيست ؛ بلكه هر روز خونهاى تازهاى ريخته مىشود ، و روز به روز اين بيچارهها در تحت مقهوريّت و ظلم و إسائهء أدب سفيد پوستان قرار مىگيرند .
هيچ مكتبى در عالم ، چون إسلام ، حفظ حقوق أقليّتها را ننموده است
سيّد قطب در كتاب « العِدالةُ الاجتماعيّةُ فى الإسلام » مىگويد : كمونيستها در اردوگاه ، مسلمانان را يكسره نابود مىكنند ؛ بطورى كه أفراد آنجا در يك ربع قرن از چهل و دو ميليون به بيست و شش ميليون نفر كاهش يافته است . و آنها را از داشتن كوپن و امورى كه از أهمّ ضروريّات زندگى است محروم كردهاند ؛ و به آنها مىگويند : هر وقت غذا مىخواهيد از خدا بخواهيد ، در نزد دولت براى شما غذائى نيست .
أمّا ببينيد إسلام با چه رويّه و چه دستور عظيمى از أهل كتاب حمايت