إسلام نظامى است كه بر أساس فكر و عمل پايه گذارى شده است ؛ و حكومت خود را بر اين أساس بنا مىكند . بنابراين ساكنين مملكت إسلامى به دو دستهء مختلف تقسيم مىشوند :
دستهء أوّل : كسانى هستند كه به نظام إسلامى معتقد بوده و خود را براى هر گونه مجاهدات بدنى و مالى ، مادّى و نفسى ، در برابر استقلال اين نظام حاضر مىنمايند . اينان عبارتند از مسلمانانى كه بدين سرزمين هجرت نموده و جزء أفراد مملكت إسلامى محسوب شدهاند ( بنابراين كسانى كه إسلام را برگزيدهاند ، ولى از ممالك كفر به مملكت إسلام هجرت ننمودهاند ، جزء أعضاء مملكت إسلام نيستند ) و آن عدّه از مردم مؤمن و متعهّدى كه در دار الإسلام زندگى مىكنند ( خواه در آنجا متولّد شده باشند ، خواه در كشور كفر به دنيا آمده و سپس به مقرّ حكومت إسلام هجرت كرده باشند ) اينها از جهت حقوق با سائر مسلمين مساويند و رابطهء وَلاء و بستگى در ميان آنها موجود مىباشد .
إسلام تمام زحمات و مشكلات و مشقّات سنگين و عميق را براى استقرار و تحكيم نظام خود بر دوش اين دسته از سكنهء مسلمان قرار مىدهد ؛ زيرا ايشان هستند كه حقّانيّت نظام را قبول نموده و به آن اعتراف كرده و علماً و عملًا حاضر شدهاند براى استقرار و حفظ آن تلاش كنند .
لذا نظام إسلامى هم تمام جوانب قانون را در ميان آنها إجراء مىنمايد ؛ و بر آنها لازم مىكند كه از تمام دستورات دينى ، أخلاقى ، سياسى ، و مدنى آن إطاعت كنند و هر گونه فداكارى را در راه دولتش به كار برند ؛ و به آنها حقّ مىدهد كه در جميع شؤون ولائى و سياسى مردم كه بر أساس بستگى و تعهّدات واقعى است ، همچون مجلس شورى ، مديريّتهاى اجتماعى ، قضاوت ، حكومت ، و جهاد شركت جويند و همدوش با روش و سياست فكرى و سياسى حكومت إسلام ، با ولايت فقيه در برداشتن لواى إسلام و برقرار نمودن أحكام قرآن ، قدم به قدم پيش روند .
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 243
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٤٣