تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
إنسان فقط خداست .
هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ
« 1 »
فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ
« 2 »
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ
« 3 » أمّا كسانى كه كافر شدند أوليائشان طاغوت است و طاغوت هم پيوسته اينها را از نور به ظلمت مىبرد ؛ و لازمهء ظلمت ، عفونت و كثافت و پليدى و خباثت و تعفّن است ؛ أمّا لازمهء نور ، بهجت و فرح و سرور و بينش و بصيرت مىباشد . آن بندگانى كه از ظلمت به نور گرايش پيدا مىكنند و در تحت ولايت پروردگار در مىآيند ، داراى سعهء صدر و إرادهء قوىّ و صاحب نيّت و اختيار متين مىشوند ؛ به نحوى كه اگر تمام عالم زير و رو گردد ، قلب آنها متزلزل نمىشود . پس وظيفهء پيامبر آنست كه از مردمى آنچنان ، إنسانهائى اينچنين بسازد ! تشكيل حكومت پيغمبر و بعثت آنحضرت براى اينست كه همهء أفراد را به بندگى خدا بكشاند ؛ و از عبادت سائر بندگان به عبادت خدا ، و از عهود سائر بندگان به عهد خدا ، و از طاعت سائر بندگان به طاعت خدا ، و از ولايت سائر بندگان به ولايت خدا در آورد . وقتى وظيفهء پيغمبر اينچنين شد ، وظيفهء آن كسانى كه بعنوان رياست و إمارت و حكومت بر مسلمين مسلّطند و بر أساس ولايت پيغمبر قدم بر مىدارند ، أيضاً اينطور است . پس آنها نمىتوانند فقط به آبادانى ظاهرى اكتفا كنند و تنها مردم را از مشكلات زندگى خلاص نمايند ، تا اينكه آنها به يكديگر إيراد و إشكالى نداشته باشند و همهء أفراد مجتمع در يك سطح از آرامش فكرى زندگى كنند ؛ اين كافى نيست . ولىّ فقيه بايد اهتمام داشته باشد كه مردم را بسوى خدا دعوت كند . هم جماعتها و هم أفراد آنها را ؛ هم اجتماعات و تشكيلات مساجد و هم يك يك
هامش
( 1 ) صدر آيه 44 ، از سورهء 18 : الكهف . ( 2 ) قسمتى از آيه 139 ، از سورهء 4 : النّسآء . ( 3 ) صدر آيه 257 ، از سورهء 2 : البقرة .